إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٣ - دليل اول
أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ-
با توجّه به تفسير مذكور از واجب الوجود چگونه مىتوان براى ممكنات- مانند انسان- اثر و ارادهاى قائل شد و چطور مىتوان او را فاعل بالاراده دانست.
اگر ممكن الوجود، فاعل بالاراده باشد، عنوان «مؤثّر» پيدا مىكند و چگونه چيزى كه خودش فقر محض است و بهرهاى از هستى ندارد، مىتواند افاضه وجود حتّى در خود يا در غير از خود نمايد- و كانّ عنوان خالقيّت و موجوديّت پيدا مىكند-
از طرفى اگر براى ممكن الوجود، عنوان «مؤثّريّت» قائل شويم كانّ براى خداوند متعال شريكى قائل شدهايم.
توضيح ذلك: آيا اين جمله، عبارت و قاعده مسلّم «لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه» را نشنيدهايد؟
مفهوم عبارت مذكور، اين است كه در عالم وجود و جهان هستى هيچ مؤثّرى غير از خداوند متعال نيست و اگر شما بخواهيد نسبت به افعال- به ظاهر- اختيارى انسان، خود او را مؤثّر بدانيد كانّ بشر را هم در برابر پروردگار جهان، يك مؤثّر دانسته و تقريبا شريكى براى او قائل شدهايد درحالىكه «لا مؤثّر فى الوجود الا اللّه» نفى جنس و نفى حقيقت مؤثّريّت را مىكند و مؤثّريّت در اشياء را اختصاص به ذات بارى تعالى مىدهد امّا لازمه كلام شما، اين است كه مؤثّريّت اختصاص به خداوند ندارد و انسان، هم نسبت به افعال و اعمال اختيارى خود، مؤثّر هست امّا ما- جبريّه- كه تمام جهان هستى را با تمام خصوصيّاتش مستند به خداوند مىدانيم به توحيد خالص معتقد بوده و در اراده سلطنت و قدرت الهى هيچگونه شريكى براى او قائل نشدهايم.
جواب دليل اوّل جبريّه: لازمه دليل شما- جبريّه- اين است كه اگر ما براى اشياء و انسان در عرض خداوند متعال، مؤثّريّت قائل شويم، در اين صورت با قاعده مسلّمه