إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦ - موضوع علم اصول چيست
و أمّا إذا كان المراد من السّنّة ما يعمّ حكايتها، فلأنّ البحث في تلك المباحث و إن كان عن أحوال السّنّة بهذا المعنى، إلّا أنّ البحث في غير واحد من مسائلها، كمباحث الألفاظ، و جملة من غيرها، لا يخصّ الأدلّة، بل يعمّ غيرها، و إن كان المهم معرفة أحوال خصوصها، كما لا يخفى(١).
همان سنّت اصطلاحى باشد-
(١)- اگر شما سنّت را به معناى اعمّى گرفتيد كه هم سنّت محكيّه و هم سنّت حاكيه، هر دو موضوع علم اصول شدند، يعنى هم «قول، فعل و تقرير امام «عليه السّلام») و هم (خبر زراره و امثال آن) در دائره سنّت و موضوع علم اصول قرار گرفت، در اين صورت اشكال قبلى ما دفع مىشود امّا اشكال ديگرى پيش مىآيد كه:
بسيارى از مباحث علم اصول- غير از آن مباحثى كه قبلا بيان كرديم- نه ربطى به سنّت حاكيه دارد نه ارتباطى با سنّت محكيه پيدا مىكند.
مثال: هنگامى كه شما بحث مىكنيد كه هيئت افعل دلالت بر وجوب مىكند يا نه، بحث مذكور از همان مباحثى است كه گفتيم تداخل علمين شده و يك بحث لغوى است و آيا شما در بحث خود، قيد مىكنيد كه: آن هيئت افعل كه در كتاب و سنّت، واقع شده دلالت بر چه چيز مىكند؟
بديهى است كه چنان قيدى را مطرح نمىكنيد بلكه بحث شما عام است و لذا از طريق تبادر، اوامر موالى نسبت به عبيد و امثال آن استدلال مىكنيد و آنها را شاهد بر مدّعاى خود قرار مىدهيد پس معلوم مىشود بحث شما عام است و بهعلاوه در علم اصول، بعضى از مطالب و مباحث عقليّه مطرح است كه اصلا ربطى به ادلّه اربعه ندارد مانند بحث مقدّمه واجب يا بحث اجتماع امر و نهى مثلا در بحث مقدّمه واجب