إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ايراد مصنف نسبت به بيان صاحب فصول
الكاتب ليس بانسان له الكتابة بالضّرورة» يعنى انسان مقيّد به عدم كتابت نمىتواند «انسان له الكتابة» باشد.
خلاصه: اگر موضوع قضيّه، مقيّد به وجود وصف و قيد باشد، جانب ايجابش ضرورت دارد و چنانچه موضوع، مقيّد به عدم وصف شد، جانب سلبش ضرورت دارد.
ج: موضوع قضيّه، انسان مطلق است يعنى موضوع به نحو اطلاق ملاحظه شده، نه مقيّد به وصف است نه مقيّد به عدم وصف.
تذكّر: در كلام صاحب فصول، اشارهاى به فرض اخير نشده.
ايراد مصنّف نسبت به بيان صاحب فصول
مرحوم آقاى آخوند، عبارت صاحب فصول را به كيفيّت مذكور معنا كرده و لذا اشكال مهمّى به صاحب فصول نمودهاند كه:
كلام شما هيچگونه ارتباطى با بيان محقّق شريف ندارد زيرا نظر محقّق شريف اين است كه قضيّهاى كه مادّهاش ذاتا امكان بود- در صورت اخذ مصداق شىء و ذات در مفهوم مشتق- به ضروريّه منقلب مىشود.
محقّق شريف فرمودهاند قضيّه ممكنه «الانسان كاتب» اگر معنايش «الانسان انسان له الكتابة» باشد، انقلاب به ضروريّه پيدا مىكند امّا شما- صاحب فصول- در بيان انقلاب ممكنه به ضروريّه در موضوع قضيّه، تصرّف نموده و گفتيد «الانسان الكاتب انسان له الكتابة» يا «الانسان الغير الكاتب ليس بانسان له الكتابة» بحث ما، در موردى نبود كه كسى در موضوع قضيّه، تصرّف و دخالت نمايد بلكه بحث در موردى است كه