إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٨ - عدم صحت سلب
الثّالث: استدلال الإمام- عليه السّلام- تأسّياً بالنّبيّ- صلوات اللّه عليه- كما عن غير واحد من الأخبار بقوله لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ على عدم لياقة من عبد صنما أو وثنا لمنصب الإمامة و الخلافة، تعريضا بمن تصدّى لها ممن عبد الصّنم مدّة مديدة، و من الواضح توقّف ذلك على كون المشتقّ موضوعا للأعمّ، و إلا لما صحّ التّعريض، لانقضاء تلبّسهم بالظلم و عبادتهم للصّنم حين التّصدّي للخلافة،
اين صورت، صحّت سلب، صحيح است. نه عدم صحّت سلب.
ب: ممكن است شما از مبدأ، معناى ديگرى استفاده كرده و بگوئيد: «مقتول» يعنى فردى كه حيات ندارد و حياتش با يك جريان، توسّط قاتل خاتمه پيدا كرده، در اين صورت، آن فرد تا روز قيامت، عنوان «مقتوليّت» دارد زيرا دوباره كه زنده نمىشود و كانّ بين روح و جسدش فاصله افتاده.
معناى اخير تقريبا همان معناى اسم مصدرى و حاصل مصدرى است در اين صورت، آن ذات اكنون هم متلبّس به مبدأ هست نه منقضى عنه المبدأ، انقضاء به لحاظ صدور و ايجاد آن عمل است امّا به لحاظ نتيجه عمل تا روز قيامت، او متلبّس به مبدأ است.
نتيجه: اگر از مبدأ، معناى اوّل را اراده كنيد ما اصلا عدم صحّت سلب را قبول نداريم