إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٦ - امر ششم
خلاصه: اصالت عدم ملاحظه خصوصيّت هل هو اصل عقلائى ام شرعى؟
اگر بگوئيد اصل مذكور يكى از اصول عقلائى است به شما پاسخ مىدهيم كه:
عقلاء در «تعيين موضوع له» و در مواردى كه موضوع له لفظى مردّد بين خاص و عام باشد، اصلى بنام اصالت عدم ملاحظه خصوصيّت ندارند شما هم مىتوانيد به عقلاء مراجعه كنيد و بگوئيد موضوع له لفظى براى ما مشخّص نيست- كه آيا خاص است يا عام- وظيفه ما چيست آنها اصلى به نام عدم ملاحظه خصوصيّت به شما ارائه نمىدهند.
آرى اگر موضوع له يك لفظ، مشخّص باشد امّا شما در مراد متكلّم، شك داشته باشيد در اين صورت مىتوانيد به اصالت عدم ملاحظه خصوصيّت- اصالت العموم- تمسّك كنيد. مثلا مولا گفته «اكرم العلماء» مىدانيم كه كلمه «العلماء» جمع و داراى الف و لام هست و دلالت بر عموم مىكند لكن ترديد داريم كه آيا مراد متكلّم از «العلماء» گروه خاصّى از علماء بوده يا نه در اين صورت، براى تعيين مراد مولا، اصالت عدم خصوصيّت- اصالت العموم- جارى نموده و مىگوئيم مقصود او تمام علماء هست ولى در باب مشتق، بحث ما در تعيين «مراد متكلّم» نيست بلكه در تشخيص و تعيين «موضوع له» هيئت مشتق، نزاع داريم و در چنين بحثى عقلاء، اصلى به نام اصالت عدم خصوصيّت ندارند.
و چنانچه بگوئيد مقصود از اصل مذكور، يك اصل شرعى است يعنى همانطور كه در ساير موارد به وسيله لا تنقض اليقين بالشّك، استصحاب، جارى مىكنيم در محلّ بحث هم «لا تنقض» دليل بر استصحاب هست و جريان استصحاب چنين است كه:
واضع، قبل از آنكه بر كرسى وضع قرار گيرد و هيئت مشتق را وضع كند، بلا اشكال، لحاظ خصوصيّت نكرده بود وقتى در مقام وضع برآمد و خواست هيئت مشتق را وضع كند ترديد مىكنيم كه آيا لحاظ خصوصيّت نمود يا نه، در نتيجه، استصحاب