إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٨ - امر اول معناى مشتق
محلّ بحث ما هست.
اسم زمان و مكان هم حقيقت در اعم هستند به عنوان مثال هنوز هم ما روز دهم ماه محرّم را مقتل و روز قتل حضرت حسين بن على (عليه السّلام) مىدانيم يعنى با اينكه بيش از هزار و سيصد سال از روز شهادت آن حضرت گذشته هنوز هم به عنوان يوم مقتل الحسين (عليه السّلام) حقيقت دارد.
و همچنين در مورد اسم مكان، اگر قتلى يا ضربى در محلّى واقع شده باشد آن محل، براى هميشه عنوان مقتل و مضرب دارد و عرف هم به چنين مطلبى گواهى مىدهد بنابراين بلا اشكال اسم زمان و مكان هم از محل بحث، خارج است.
امّا اسم آلت- مانند مقراض- لزومى ندارد كه اتّصاف به مبدأ پيدا كرده باشد و اگر اصلا يك مرتبه هم با آن قرض و قطعى تحقّق پيدا نكند، عنوان مقراضيّت نسبت به آن حقيقت است نه مجاز لذا مىگوئيم اسم آلت، حقيقت در ما اعدّ للآليّة هست خواه از آن استفادهاى بشود يا نشود.
امّا صيغه مبالغه در موردى استعمال مىشود كه ذاتى كثيرا اتّصاف به مبدأ پيدا كرده باشد مثلا وقتى فردى كثيرا اتّصاف به نجّارى يا بقّالى داشته باشد، به او بقّال يا نجّار اطلاق مىشود خواه بالفعل مشغول آن عمل باشد يا نباشد.
مرحوم آقاى آخوند تقريبا دو جواب به صاحب فصول دادهاند:
١- سؤال ما از صاحب فصول، اين است كه مطالب مذكور، نظر شخصى خودشان هست يا عقيده همه مىباشد.
اگر نظر و عقيده خودشان باشد، مىگوئيم با نظر شخصى خود نمىتوان محلّ نزاع يك بحث اصولى را تعيين و چيزى را از محلّ بحث خارج نمود و اگر بگويند عقيده همه است مىگوئيم اين كلام را قبول نداريم زيرا بين علماء خلاف و بحث است كه ...