إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٩ - امر يازدهم اشتراك لفظى
متعدّد، وضع شده باشد- به اوضاع متعدّد- مانند لفظ «قرء» كه به معناى طهر و حيض آمده است.
بين اصوليّون در امكان و عدم امكان اشتراك لفظى اختلاف هست. مصنّف «ره» در اين زمينه به ذكر سه قول اكتفاء نمودهاند.
الف: (مختار مصنّف): مشترك لفظى امكان وقوعى دارد. ب: وقوع مشترك لفظى محال است. ج: وقوع مشترك لفظى ضرورت و وجوب دارد.
قول ديگر، عبارت است از اينكه: وقوع مشترك لفظى در قرآن محال است نه در غير قرآن.
مرحوم مصنّف فرمودهاند: مشترك لفظى امكان وقوعى دارد يعنى نه محال است و نه وقوعش ضرورتى دارد. مىدانيد «ادلّ دليل على امكان الشّىء وقوع الشىء» مىباشد. اگر چيزى در خارج، واقع شد، اين دليل برآن است كه هم امكان ذاتى دارد و هم امكان وقوعى.
مصنّف، سه دليل بر قول مختار، يعنى امكان وقوعى مشترك لفظى اقامه نمودهاند:
١- نقل: مىبينيم لغويين براى بعضى از لغات دو يا چند معنا نقل كردهاند مانند لفظ قرء- براى طهر و حيض- مولا- براى سيّد و عبد- و همچنين لغت «عين» كه چندين معنا براى آن ذكر نمودهاند.
اشكال: مصنّف «ره» در جلد دوّم كتاب كفاية الاصول، قائل به عدم حجّيّت قول لغوى شده امّا اينجا به قول لغوى تمسّك نمودهاند.
جواب: لابد مقصودشان اين است كه انسان با مراجعه به كتب لغت، نسبت به قول آنها وثوق و اطمينان پيدا مىكند.