إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٣ - امر سوم
تذكّر: جزء الفرد و شرط الفرد گاهى سبب مزيّت مأمور به مىشود و گاهى موجب منقصت آن مىگردد بنابراين لازم است به ذكر چهار مثال بپردازيم:
الف: شرط الفردى كه سبب مزيّت مأمور به شود: مانند قرائت نماز در مسجد يعنى تقيّد صلات به وقوع در مسجد باعث مزيّت و ارتفاع مقام نماز مىشود.
ب: شرط الفردى كه موجب نقصان مأمور به شود: مانند خواندن نماز در حمّام، وقوع نماز در حمّام موجب نقصان رتبه صلات مىشود.
ج: جزء الفردى كه باعث مزيّت مأمور به شود: مانند تكرار بعضى از اذكار نماز، مثل اينكه ذكر ركوع را پنج يا هفت مرتبه بگوئيم.
د: جزء الفردى كه سبب منقصت مأمور به شود: در بعضى از حواشى، امثلهاى ديده مىشود كه قابل مناقشه هست اما بهترين مثالى كه در اين مورد مىتوان بيان كرد اين است كه:
مسألهاى در كتاب صلاة مطرح است كه اگر كسى در نماز واجب در يك ركعت به جاى يك سوره، دو سوره بخواند حكمش چيست؟
بعضى معتقدند قران بين سورتين، حرام و مبطل نماز است و عدّهاى مىگويند حرام ولى مبطل نيست امّا جمعى قائل به كراهت آن هستند.
بنابراين كه قران بين سورتين، كراهت داشته باشد، مثال خوبى براى محلّ بحث ما هست زيرا كسى كه در نماز واجب، دو سوره مىخواند، سوره دوّم جزئى است زائد بر جزء اوّل امّا درعينحال، آن جزء باعث مىشود رتبه نماز تنزّل پيدا كند.
تذكّر: جزء الفرد و شرط الفرد، داخل در عنوان عبادت و نماز هستند مثلا كسى كه