إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٣ - مطلب چهارم«وضع و موضوع له الفاظ عبادات عام است»
و منها: أنّ ثمرة النّزاع إجمال الخطاب على القول الصّحيحيّ، و عدم جواز الرّجوع إلى إطلاقه، في رفع ما إذا شكّ في جزئيّة شيء للمأمور به أو شرطيّته أصلا، لاحتمال دخوله في المسمّى، كما لا يخفى، و جواز الرّجوع إليه في ذلك على القول الأعمّي، في غير ما احتمال دخوله فيه، مما شكّ في جزئيّته أو شرطيّته
موضوع له خاص است ولى مصنّف «ره» با آنها مخالفت كرد.
مرحوم آقاى آخوند فرمودهاند ظاهر، اين است كه در باب الفاظ عبادات، وضع و موضوع له، هر دو عام است زيرا بسيارى از اوقات مىبينيم در قرآن و اخبار، لفظ صلات و امثال آن در عنوان كلّى استعمال شده مانند:
«... انّ الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ...، الصّلاة معراج المؤمن، الصّلاة عمود الدّين، الصّوم جنّة من النّار و الصّوم لى و انا اجزى به».
شما لفظ صلات را در آيات و روايات چگونه معنا مىكنيد؟ مسلّما مىگوئيد طبيعت صلات، ناهى از فحشا، و منكر است. آيا در اين قبيل، استعمالات مىتوانيد بگوئيد، استعمالش مجازى است به علّت اينكه موضوع له لفظ صلات، مصاديق و افراد نماز است امّا اكنون كه در معناى عام استعمال شده، مجاز و محتاج به قرينه است؟
احتمال مذكور، بسيار بعيد است زيرا ما قرينهاى بر مجازيّت مشاهده نكرديم و كسى به چنين مطلبى ملتزم نشده.
و آيا ممكن است بگوئيد اصلا لفظ صلات در آيات و روايات در معناى عام و جامعى استعمال نشده بلكه در مصاديق به كار رفته است؟
التزام به اين مطلب هم بسيار بعيد است چون ظاهر آيات و روايات، اين است كه آثار مذكور- نهى از فحشاء و منكر و ...- بر طبيعت صلات- اينما تحقّقت- مترتّب است بدون اينكه حالاتى از قبيل سفر، حضر و غيره در آن مدخليّت داشته باشد. مانند الرّجل خير من المرأة، يعنى طبيعت الرّجل خير من طبيعت المرأة.