إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٢ - مطلب چهارم«وضع و موضوع له الفاظ عبادات عام است»
و منها: أنّ الظّاهر أن يكون الوضع و الموضوع له- في ألفاظ العبادات- عامين، و احتمال كون الموضوع له خاصّا بعيد جدّا؛ لاستلزامه كون استعمالها في الجامع، في مثل: (الصّلاة تنهى عن الفحشاء) و (الصّلاة معراج المؤمن) و (عمود الدّين) و (الصّوم جنّة من النّار) مجازا، أو منع استعمالها فيه في مثلها، و كلّ منهما بعيد إلى الغاية، كما لا يخفى على أولي النّهى(١).
حقيقتا برآن صادق است و يا اينكه بگوئيم شارع مقدّس، عنوان صلات را براى خصوص نماز صحيح، وضع كرده ولى طبق مسامحات عرفى، استعمال لفظ مذكور در صلاتى كه فى الجملة بعضى از اجزاء و شرائط را نداشته باشد، استعمالش حقيقى است.
مصنّف «ره» فرمودهاند: «و فيه ...».
همان اشكالى كه به چهارمين جامع وارد بود- و مشروحا توضيح داديم- بر اين جامع هم وارد است لذا ما هم براى عدم اطاله مطلب، آن را تكرار نمىكنيم.
مطلب چهارم «وضع و موضوع له الفاظ عبادات عام است»
(١)- آيا وضع و موضوع له الفاظ عبادات، عام است يا اينكه وضعشان عام ولى موضوع له آنها خاص است؟
مسلّما شارع مقدّس هنگام «وضع» يك معناى كلّى را براى آنها در نظر گرفته لكن بحث، اين است كه آيا الفاظ عبادات را براى همان معانى كلّى هم وضع كرده تا اينكه الفاظ عبادات هم مانند اسماء اجناس، وضع و موضوع له آنها عام باشد مانند رجل و مرئه يا اينكه شارع، معناى كلّى را در نظر گرفته امّا لفظ را براى مصاديق و افراد، وضع كرده است يعنى موضوع له لفظ صلات، نماز من و شما هست و به عدد افراد نماز، موضوع له تكثّر پيدا مىكند همانطور كه مشهور در باب وضع حروف مىگفتند وضع، عام و