إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٣ - مطلب اول
شركت منكرين حقيقت شرعيّه در بحث صحيحى و اعمى از يك راه تصوّر مىشود كه آن راه صرف تخيّل است و از نظر مقام اثبات كسى نمىتواند دليلى برآن اقامه نمايد و آن عبارت است از اينكه:
كسى كه منكر حقيقت شرعيّه است- و استعمالات را مجازى مىداند- و درعينحال صحيحى هم هست اينچنين مىتواند تصوّر كند و بگويد:
به نظر ما وقتى شارع، لفظ صلات را در معناى جديد استعمال كرده، بين معناى جديد و معناى لغوى، رعايت علاقه نموده است.
معناى جديد، صلات صحيح بوده او نماز صحيح را با معناى لغوى مقايسه كرده، اوّلين معنائى را كه در نظر گرفته و اصل و مبنا قرار داده همان نماز صحيح بوده است.
آيا شارع بعدا لفظ صلات را در نماز فاسد استعمال نكرده؟ آرى اطلاق نموده.
استعمال لفظ صلات در نماز فاسد، مجاز است يا حقيقت؟
به نظر ما- منكرين حقيقت شرعيّه- آنهم مجاز است.
بين آن دو مجاز چه تفاوتى است؟
بين آنها دو تفاوت به شرح ذيل موجود است:
١- هنگامى كه شارع مقدّس مىخواسته لفظ صلات را در نماز صحيح، استعمال نمايد، نماز صحيح را با معناى لغوى آن مقايسه و بين آن دو رعايت علاقه نموده است امّا وقتى كه كلمه صلات را در نماز فاسد استعمال مىكند ديگر با معناى لغوى كارى ندارد و استعمالش در نماز فاسد به خاطر تناسبى است كه صلات فاسد با نماز صحيح دارد.