إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٠ - امر نهم حقيقت شرعيه
ج: «وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا».
با توجه به اين مطلب، ديگر مجالى براى بحث حقيقت شرعيّه باقى نمىماند زيرا همانطورىكه مشروحا بيان كرديم حقيقت شرعيّه بر اين اساس بود كه بگوئيم معانى الفاظ مفاهيمى مستحدث و جديد است آنوقت بحث كنيم كه آيا آن الفاظ در معانى جديد به نحو حقيقت، استعمال شده يا به نحو مجاز ولى اگر كسى بگويد معانى الفاظ شرعى، مستحدث نيست بلكه سابقهدار است در اين صورت، الفاظ مذكور، داراى حقيقت لغويّه هستند نه حقيقت شرعيّه.
اشكال: در اين بخش، فرزند مرحوم آقاى آخوند هم اشكالى بر ايشان دارند كه:
ما از آيات مذكور، استفاده مىكنيم كه معانى الفاظ شرعى، مستحدث نيست بلكه سابقهدار بوده امّا آيات مزبور دلالتى ندارد كه در شرايع سابقه هم همان الفاظ، استعمال مىشده مثلا آيهاى مىگويد «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ ...» از اين آيه استفاده مىشود كه آن عبادت، سابقهدار است امّا از كدام قسمت آن استفاده مىشود كه در سابق هم كلمه صيام به كار مىرفته و تكليف الهى روى عنوان صوم بوده؟
بلكه برخلاف آن مىتوان دليل، اقامه كرد و آن عبارت است از اينكه:
لسان همه انبياء سلف كه عربى نبوده بلكه عدّهاى از آنها به زبان غير عربى تكلّم مىكردند و مسلّما به گروه اخير، تكليفى با عنوان «صيام» تعلّق نگرفته بلكه عنوان مذكور را طبق لغت خودشان استعمال مىكردهاند و ...
خلاصه: از آيات مذكور، استفاده مىشود كه آن عبادات، مستحدث نيست بلكه