إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
امر اوّل
مصنّف در امر اوّل، داراى يك هدف اصلى است و ضمنا مطلب يا مطالبى را به صورت جمله معترضه بيان نمودهاند كه اينك به بيان آن هدف مىپردازيم.
چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلّى علم وجود دارد
مثلا مىگوئيم موضوع علم نحو، كلمه و كلام است، به دنبال آن با مسائلى از قبيل الفاعل مرفوع، المفعول منصوب و المضاف اليه مجرور، مواجه هستيم كه آن مسائل، قضايائى هست كه مشتمل بر موضوع و محمول مىباشد آنگاه بحث، اين است كه چه نسبتى بين مسائل با موضوع كلّى علم- كه عبارت از كلمه و كلام هست- برقرار مىباشد و هدف اصلى در امر اوّل همان است كه اشاره كرديم و به زودى به توضيح آن خواهيم پرداخت.
امّا مصنّف «ره» به صورت جمله معترضه مطلبى را بيان نمودهاند كه هدفشان دفع بعضى از اشتباهاتى است كه در اين رابطه شده كه:
منطقيين گفتهاند موضوع هر علم، چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتى آن چيز بحث مىشود بنابراين در موضوع علم، دو مطلب، اخذ شده:
اوّلا از عوارض آن موضوع بحث مىشود ثانيا عوارض هم از قسم عوارض ذاتيّه است. براى بيان مطلب و به عنوان مقدّمه، توضيح مىدهيم كه:
مقدّمه: در علم منطق، عرض در مقابل ذات و ذاتيّات قرار دارد يعنى در باب كلّيّات خمس كه در منطق از آن بحث مىشود سه كلّى از آن كلّيّات، مربوط به ذات و ذاتيّات است- جنس، فصل و نوع- كه نوع، مجموع جنس و فصل را تشكيل مىدهد