تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٢٤٣ - ٥ شرح الأخبار فى فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام
دريافت كرده است و نه از ديگر راههاى تحمّل حديث. كتابهاى قاضى نعمان، افزون بر ارزش حديثىشان، منبعى براى دستيابى به كتابهاى ناياب به شمار مىروند؛ از جمله: المغازى محمّد بن اسحاق بن يسار مطّلبى (م ١٥١ ق)، المغازى محمّد بن عمر بن واقدى (م ٢٠٧ ق)، المغازى على بن هاشم (م ٣٠٧ ق)، المناقب احمد بن شعيب نسائى (م ٣٠٢ ق)، الغدير، طبرى (م ٣١٠ ق). گويا الغدير، تنها كتابى است كه قاضى نعمان از آن با اسم، ياد كرده و فراوان نيز از آن نقل كرده است.
در خطبه مؤلّف، اين مطالب آمده است: بيان موضوع كتاب، گواهى به صحّت روايات كتاب، اشاره به حذف اسانيد و متون تكرارى، و اين تذكّر كه اخبار و آثار حاكى از فضائل ائمه ابرار عليهم السلام را بر حسب توان و امكان، فراهم كرده و تنها گزارشهاى صحيح آن را در اين كتاب آورده است. معيار صحّت روايات در نظر او، تأييد و اجازه خليفه فاطمى، المعزّ لدين اللَّه، است كه وى از او به «ولىّ امر و صاحب زمان و عصر» ياد مىكند[١] و درباره سبب حذف اسانيد كتاب، اعلام مىكند كه: «امام عصر، آنها را تأييد كرده است».[٢] اصل كتاب در شانزده جزء افزون بر دويست عنوان دارد و ١٤٦٠ روايت را در خود جاى داده است. هر يك از اجزاى شانزدهگانه، چندين عنوان هم افق را در بر مىگيرد، بدين شرح:
جزء اوّل: در باره فضائل و مناقب امام على عليه السلام از زبان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است و با حديث «أنا مدينة العلم و على بابها» آغاز مىشود و سپس اين مطالب مىآيد: «أقضاكم على»، «علىٌّ منّى و أنا مِن علىّ»، «أنت منّى بمنزلة هارون مِن موسى»، «مَن كنت مولاه فعلىٌ مولاه»، على عليه السلام نفس پيامبر، «علىٌّ منّى؛ يؤدّى دَينى و يقضى عداتى»، «علىٌ أميرُ المؤمنينَ والوصىُّ والخليفةُ»، و حديث طير.
جزء دوم: با پيشگامى امام على عليه السلام در اسلام، شروع مىشود و سپس اين مطالب
[١]. شرح الأخبار، ج ١، ص ٨٧.
[٢]. همان، ص ٨٨.