تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٨ - اوضاع فرهنگى در دو سده چهارم و پنجم
مذهب اماميه؛ بويژه در موضوع غيبت امام دوازدهم عليه السلام بود.[١] مجالس مناظره در اين دوره، اختصاصى به انديشمندان مسلمان و امامى نداشت؛ بلكه دانشيان ديگر فرق و مذاهب نيز با ديگران مناظره مىكردند. در اين مجالس، كه به طور خاص در دوره عضد الدوله برگزار مىشد، صاحبان آرا و عقايد، ديدگاههاى خود را آزادانه مطرح مىكردند.[٢] بسيارى از حاكمان و صاحبان مناصب در دولتهاى بويهى و حمدانى و حتى اسماعيلى، اهل علم بودند و از عالمان حمايت مىكردند. عضد الدوله، خود، هندسهدان و رياضىدان بود، با نحو و نجوم و هيئت نيز آشنايى داشت و با عالمان رده اوّل، به بحث و گفتگو مىپرداخت.[٣] وى شيخ مفيد را كه بر عبد الجبّار معتزلى پيروز شده بود، به دربار خويش دعوت كرد.[٤] پسران معزّ الدوله، اهل فضل بودند[٥] و انديشهوران را در عرصههاى مختلف فلسفى، ادبى و مذهبى، احترام و اكرام مىكردند. سيف الدوله حمدانى نيز چنين فضايى را فراهم كرد.[٦] ركن الدوله (٢٨٤- ٣٢٦ ق) حاكم بويهاىِ رى، پس از آگاهى از موقعيت علمى شيخ صدوق، وى را به رى دعوت كرد و اكرام و تعظيم نمود.[٧] وى افزون بر روحيه علمْ دوستى و عالمْ پرورى ارادتمند به امام رضا عليه السلام بود.[٨] اميران و وزيران آل بويه نيز خود، اهل علم بودند و دربارشان محلّ آمد و رفت
[١]. كمال الدين، ج ١، ص ١٠- ١١.
[٢]. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ٦٤.
[٣]. تاريخ طبرستان، ج ١، ص ١٤٠؛ آل بويه نخستين سلسله قدرتمند شيعه، ص ٢٥٢- ٢٥٣.
[٤]. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ١١٢.
[٥]. همان، ص ٩٥.
[٦]. الشيعة فى الميزان، ص ١٧٣؛ فهرس التراث، ص ٣٢٤.
[٧]. مجالس المؤمنين، ج ١، ص ٣٥٦ و ج ٢، ص ٣٢٥؛ مقدّمه محقّق، معانى الأخبار، ص ١٥.
[٨]. كمال الدين، ج ١، ص ٣.