تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٥٢٢ - مكتب حله
العترة النبويّة و معارف أهل البيت الفاطميّة العلويّة ى عالم حنبلى، ابو محمّد عبد العزيز بن محمّد معروف به ابن اخضر جُنابادى (م ٦١١ ق).[١]
مكتب حِلّه[٢]
تأسيس شهر حلّه و محيط يكدست شيعى آن در اواخر قرن چهارم، به زودى باعث شد تا عالمان امامى حتّى از مناطق شيعهنشينى چون رى به آن جا رفته، رحل اقامت افكنند.[٣] با وجود اهمّيت شهر حلّه، به دليل از بين رفتن تواريخ شيعى نگاشته شده به وسيله عالم امامى، ابن ابى طى[٤]- كه بخشى از زندگى خود را در قرن ششم گذرانده است- در مورد اين شهر، در حال حاضر، تنها اطلاعات پراكنده اندكى در مورد اين شهر وجود دارد.
قبل از تأسيس شهر حلّه، شهر حلب، مركز فعاليت اماميه بوده است. از عالمان مشهور حلب به عنوان مثال، ابو الحسن اسماعيل بن احمد حلبى (م ٤٤٧ ق) و اسامة
[١]. براى اطلاع از اين آثار و موارد استفاده اربلى از آنها، ر. ك: على بن عيسى اربلى و كشف الغمّة؛ أهل البيت فى المكتبة العربيّة، ص ٥٠٠ و ٥٠١.
[٢]. براى دستيابى به برخى گزارشهاى پراكنده از اهمّيت حلّه، ر. ك: طبقات أعلام الشيعة( ثقات العيون)، ص ٧، ٢٤، ٤٥، ٦٨، ٨٥، ١٦٧، ١٧٢، ١٨٧ و ٢٠٨؛ الأنوار الساطعة فى المئة السابعة، ص ٣٨، ٤١، ٤٥، ٤٦، ٤٩، ٥٢، ١٠٠، ١٠١، ١٠٣، ١٠٩، ١١٠، ١١٢، ١١٣، ١٧٤، ١٧٥، ١٧٧، ١٧٨، ١٨٤ و ٢٠٤؛ بحار الأنوار، ج ١٠٤، ص ٣٠، ٣١، ٦٤، ١٧٩ و ١٨٠. يكى از مصادر مهم كه در حال حاضر موجود نيست و در صورت يافت شدن نسخهاى از آن، شايد اطلاعات بيشترى در مورد تشيّع حلّه بتوان يافت، مجموعهاى مشهور به« مجموعه جباعى» است. قيد، احتمالًا بدان خاطر است كه افندى در بخش اجازات بحار، نسخه كامل اين اثر را در دست داشته و از آن به تكرار، نقل قول آورده است. نسخهاى ناقص از اين مجموعه در حال حاضر در كتابخانه ملك موجود است. براى مواردى كه به نام مجموعه جباعى تصريح شده است، ر. ك: بحار الأنوار، ج ١٠٤، ص ١، ١٣، ٢٤، ٢٧، ٣٤، ١٣٨، ١٤٣، ١٨١( اين نقل، در نسخه خطّى ملك نيز موجود است)، ٢٠١، ٢٠٣ و ٢٠٨. آنچه بر اساس اطلاعات موجود درباره حوزه حلّه مىتوان گفت، آن است كه اين حوزه اساساً به فقه، توجّه داشته است.
[٣]. شهر حلّه را صدقة بن منصور دبيسى، امير شيعى از خاندان بنو مَزيَد، در سال ٤٩٤ ق، تأسيس كرده است.
[٤]. در مورد اين عالم امامى، ر. ك: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مدخل« ابن ابى طى»؛ ٢، مدخل« ابن ابىطى».