تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٨٣ - قطب راوندى، عالم پر اثر قرن ششم
مكارم أخلاق الأئمّة صلوات اللَّه عليهم أجمعين،[١] تحفة العليل فى الأدعية و الآداب و أحاديث البلاء،[٢] مفتاح المتعبّد،[٣] و اللباب فى تلخيص فصول عبد الوهّاب.
از ميان اين آثار، تنها اللباب، فاقد نسخه خطّى يافتشده است، با وجود آن كه اين اثر در تدوين مستدرك الوسائل مورد استفاده فراوان محدّث نورى (م ١٣٢٠ ق) بوده است. اين كتاب در حقيقت، يك اثر كَرّامى (شاخهاى از حنفيان) و متعلّق به ابو حنيفه عبد الوهّاب بن محمّد، از عالمان كرامى نيشابور است كه قطب راوندى تلخيصى را از آن انجام داده است.[٤] توجّه به اين نكته، از آن جهت مهم است كه برخى از مطالب اين كتاب با فقه شيعه منطبق نيست و نبايد مطالب نقلشده را جزو آراى شيعه دانست.[٥]
[١]. نسخه منحصر به فردى از اين كتاب در كتابخانه مجلس( در مجموعه ٥٣٦٤ رساله اوّل به تاريخ كتابت ٩٨٥ ق در ٨٢ برگ) موجود است. نيز، ر. ك: سيّد عبد العزيز طباطبايى، همان، ص ٢٧٣ و ٢٧٤.
[٢]. ظاهراً اين مجموعه دعا، همان كتاب دعوات الراوندى است( ر. ك:« نهج البلاغه عبر القرون»،( سيّد عبدالعزيز طباطبايى، تراثنا، ش ٣٨- ٣٩، ص ٢٧٤).
[٣]. تنها يك نسخه از اين كتاب در دانشگاه تهران موجود است( ر. ك: همان، ص ٢٧٤).
[٤]. براى آگاهى بيشتر، ر. ك:« چهره ديگر محمّد بن كَرّام سجستانى»، شفيعى كدكنى، ارجنامه ايرج، ج ٢ ص ٦٠ به بعد.
[٥]. نسخهاى از اين كتاب را افندى، صاحب رياض العلماء، در اردبيل ديده است؛ امّا وى اضافه كرده كه قطب راوندى علاوه بر تلخيص كتاب، برخى روايات شيعى را بدان افزوده است. البته با توجّه به مرسل بودن احاديث، بسيار بعيد است كه روايت شيعه و سنّى را بدون ذكر سند، ذكر كرده باشد.
ظنّ قوى، اين است كه اين گفته صاحب رياض به خاطر ذكر برخى روايات از ائمّه بوده است؛ امّا بايد توجّه نمود كه اصل تفسير، خود، حاوى احاديث روايتشده از اهل بيت است. همچنين از آن جا كه افندى مؤلّف اصلى تفسير را نمىشناخته و به نسخهاى از آن اشاره نكرده است، مبناى اين سخنش مشخص نيست( ر. ك: رياض العلماء، ج، ٢ ص ٤٢١. همچنين، ر. ك:« قطب راوندى و تلخيص تفسيرى كرامى»، حسن انصارى قمى، نشر دانش، سال شانزدهم، ش ٣، پاييز ١٣٧٨، ص ٨٠ و ٨١). سيّد عبد العزيز طباطبايى نيز مؤلّف اصل تفسير را نشناخته است( ر. ك:« نهج البلاغة عبر القرون»، سيّد عبد العزيز طباطبايى، تراثنا، ش ٣٨- ٣٩، ص ٢٨٣- ٢٨٥).