تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٩٨ - ٦ الفهرست
غضائرى، متذكّر مىشود كه غضائرى كتابهايى نيز دارد كه وى آنها را در فهرست نام برده است.[١] ظاهراً تأليف دو كتاب ياد شده؛ بويژه كتاب فهرست، پيش از وفات سيّد مرتضى به پايان رسيده است.[٢] به هر حال، اين كتاب نيز مانند كتاب رجال، با اين اشكال مواجه شده كه شيخ درباره بسيارى از راويان، به جرح و تعديل و نيز مذهب آنان اشاره نكرده است.[٣] اين در حالى است كه شيخ طوسى در مقدّمه، وعده داده است كه پس از نام هر يك از صاحبان اصول و مصنّفان، به آنچه در تعديل و جرح وى گفته شده نيز بپردازد و معلوم بدارد كه وى قابل اعتماد است يا نه، و بر مذهب حق است يا مخالف آن؛ «چرا كه بسيارى از صاحبان اصول و مصنّفان امامى، به مذاهب فاسد گرويدهاند؛ هرچند كتابهاى آنان قابل اعتماد است».[٤] در اين موارد كه شيخ طوسى سكوت كرده است، تكليف چيست؟ به قرينه آن كه در اين كتاب، اصل بر ذكر مصنّفات و اصول اماميه (اصحابنا) بوده است و اشاره به تصانيف ديگران، استطرادى است، اگر قرينهاى قوى بر فساد مذهب وجود نداشته باشد، بايد به قاعده اكثر و اغلب عمل كرد و فرد نام برده را شيعه امامى دانست. ولى درباره جرح و تعديل، با توجّه به آنكه بسيارى از راويان سرشناس و معروفى مانند زراره و سلمان فارسى، توثيق نشدهاند، نمىتوان ترك توثيق را دليل بر عدم وثاقت گرفت مگر اين كه گفته شود: بسيارى از راويانى كه شيخ طوسى توثيق نكرده، نياز به توثيق نداشته اند[٥].
شيخ طوسى، معمولًا طريق خود را به صاحبان اصول و مصنّفات، ذكر كرده و گاهى نيز دو طريق يا بيشتر را آورده است. معروفترين مشايخ وى كه طريق وى به
[١]. ر. ك: الضعفاء، حسين بن عبيد اللَّه غضائرى.
[٢]. الفهرست، طوسى، ص ٧، ش ٣٨.
[٣]. كليّات فى علم الرجال، ص ٧٠؛ قواعد الحديث، ص ١٦٠- ١٦٢.
[٤]. همان، ص ٣٢.
[٥]. قواعد الحديث، ص ١٦١.