تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٩٧ - ٦ الفهرست
برخى از وارثان او، كتابهاى وى و از جمله اين دو كتاب را نابود كردند. افزون بر اين جاى خالى، درخواست شيخ فاضل- كه ناشناخته است- نيز انگيزهساز براى تأليف اين كتاب بوده است.[١] شيخ طوسى هر چند اصول و مصنّفات را دو دسته تأليف دانسته، متذكّر شده كه آنها را به جهت اختصار، جداگانه نياورده است؛ چراكه برخى از مصنّفان، اصل نيز داشتهاند و در صورت تأليف جداگانه، تكرار اسامى آنها در اصول، سبب دراز شدن كتاب مىشد. وى اين كتاب را به ترتيب حروف الفبا از همزه تا ياء، و بر اساس حرف اوّل سامان داده و بر خلاف الرجال، در اين جا ترتيب زمانى را مراعات نكرده است.
وى نامها را در ٢٤ باب بر اساس حروف الفبا گنجانده؛ در يك باب، كسانى را نام برده است كه به كنيه معروفاند و وى به اسامى آنها دست نيافته؛ و در باب پايانى، آنان را كه به قبيله و لقب و شهرشان شهرت دارند. وى در مجموع، از ٩١٢ نفر نام برده است.
شيخ طوسى در معرفى صاحبان كتب و اصول، به نام مصنّف، نام پدر و اجداد نزديك او، كنيه، لقب، زادگاه و محلّ اصلى سكونت و تحصيل، مسافرتها، جرح و تعديل، مذهب، قبيله، سال وفات، مشايخ، راويان، اجازات و ...، كم و بيش مىپردازد.
پس از معرّفى مصنّف، همانند نجاشى به ذكر آثار وى مىپردازد و در اين قسمت، معمولًا ضمن اشاره به كمّيت كتب به صورت كلّى، گزيدهاى از آنها را معرّفى نيز مىكند. به قرينه موارد بسيار، اين گزينش غالباً بر اساس معروفيت كتب و يا قرائت و سماع خود شيخ نزد مؤلّف يا يكى از مشايخ، صورت مىگيرد.[٢] كتاب فهرست، همزمان با كتاب رجال تأليف شده است؛ چراكه هم در كتاب فهرست، از كتاب رجال ياد شده؛ و هم در كتاب رجال، چندين بار به كتاب فهرست ارجاع داده شده است. براى نمونه، شيخ در رجال خود هنگام معرّفى حسين بن عبيد اللَّه
[١]. الفهرست، ص ٣٢.
[٢]. براى مثال، شيخ طوسى درباره شيخ صدوق، شيخ مفيد و سيّد مرتضى، چنين كرده است.