فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٢ - ناسيوناليزم عربى در تحليل سياسى
استعراب آزاد نموده و به هر چيزى كه خاصيت عربى داشت پشت كردند و در ميانشان شخصيتهاى اديب و شاعرى چون ابونواس، اخطل و فرزدق ديده مىشود در عين اينكه بيانگر تجربه تلخ ناسيوناليزم عرب در تاريخ اسلام است مىتواند مشكلآفرين هم باشد.
افزون بر اين، انديشه ناسيوناليزم اگر با ارائه پيشرفت چشمگير و تجسم تمدنى باشكوه همراه نباشد گزافهاى بيش نيست و حتى مىتواند تمسخر جهانيان را به دنبال داشته باشد.
آنچه كه امروز مىتوان به اتكاى مستندات تاريخى انكارناپذير بر آن تكيه نمود هويت اسلامى است كه از تمدنى شكوهمند در گذشته و حال برخوردار بوده است و همواره در برخورد تمدنها سرفراز از درون امواج مهاجم با موفقيت سر برآورده است و اين تمدن از نظر هويت ملى مشترك بين تمامى اقوام و مللى است كه به اسلام گرويده و خانواده بزرگ جهان اسلام را در گذشته و حال تشكيل دادهاند.
ادعاى ناسيوناليزم عربى به اتكاى تمدن اسلامى نه تنها تعرضى به حق انكارناپذير تاريخى اسلام است بلكه خود نوعى تعدى به حقوق ملتهاى غير عربى است كه در ساماندهى اين تمدن باشكوه همواره تشريك مساعى داشته و از خود فداكارى نشان دادهاند.
با نگاهى ديگر مسأله ناسيوناليزم عربى را چنين مىتوان مورد تجزيه و تحليل سياسى قرار داد كه ساختار قدرت مىتواند تعيين كننده سمت و سوى عقربه حركت باشد. آيا ناسيوناليزم عربى از چنين ساختارى برخوردار است؟
بىگمان، زمانى عرب پرچمدار اسلام و فتوحات اسلامى بوده است لكن امروز نيز چنين است. امروز كشورهاى عربى نه تنها گرفتار تفرقههاى مزمن هستند بلكه وابستهترين كشورها در جهان اسلام به شمار مىآيند و با وجود تفرقه و وابستگى نمىتوان انتظار قدرت داشت.
بررسى علل شكست جمهورى متحده عربى در ميان سه كشور بزرگ و پيشرفته عربى: مصر، سوريه و عراق نشان مىدهد كه آرمان وحدت در ساير ناسيوناليزم عربى خواب و خيالى بيش نيست و تشكلهايى چون جامعه عرب و گروه عرب نام و نشانى فاقد