فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨١ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
مىشود كه در استفاده از يك كلمه براى معنى جديد تشابه احتمالى آن معنى با مفهوم قبلى آن كلمه ملحوظ شده باشد. به عنوان مثال مىتوان از اصطلاحاتى چون ملت، قوميت و وطن نام برد كه در مفاهيم سياسى اجتماعى جديدى بكار مىروند كه با مفاهيم قبلى اين كلمات مناسبات اندكى نيز دارند.
ج - وضع جديد الفاظ متداول در يك زبان به معانى اصطلاحى مورد نظر مانند اختصاص كلماتى چون حكومت، دستور و ثوره به مفاهيم جديد نظام سياسى، قانون اساسى و انقلاب.
به كارگيرى اين نوع واژهها در مورد حوادث گذشته هنگامى صحيح خواهد بود كه مفاهيم جديد قراردادى بر آن حوادث صدق نمايد مثلاً اگر بخواهيم بر ميثاق مدينه واژه قانون اساسى را اطلاق نماييم الزاماً بايد همه خصوصيات و مفاهيم سياسى و حقوقى قانون اساسى را در ميثاق مدينه احراز كنيم و حداقل اركان اصلى مفهوم اصطلاحى قانون اساسى در ميثاق مدينه موجود باشد.
د - شيوه ترجمه معانى منظور در يك زبان به الفاظى كه بيانگر آن معانى و در زبان ديگر مىباشد و چنين كارى موكول به آن است كه براى آن معنى مشخص در زبان دوم اصطلاح خاصى وجود داشته باشد و بدون آن استفاده از اين شيوه ميسر نخواهد بود و بايد از شيوههاى ديگر استفاده شود.
با توجه به توضيحاتى كه در مورد چهار شيوه ممكن ارائه گرديد استفاده از واژههاى جديد مانند ناسيوناليزم و القوميه كه داراى معانى خاص نو و مفاهيم اصطلاحى تازه هستند براى تفهيم معانى شرعى كه در قالب كلماتى چون امت بيان شده نياز به مقدماتى دارد كه معمولاً يا وجود ندارند و يا توجيه منطقى آن مقدمات به سهولت ميسر نيست و همچنين به كارگيرى كلمات مورد استفاده در نصوص شرعى مانند امت، وطن، قوم و ملت در مبانى اصطلاحى جديد كه حداقل در قرن نوزدهم و بيستم با همين كلمات بيان شده متداول گرديد نادرست و لااقل نياز به بهرهگيرى از يكى از شيوههاى منطقى و توجيه مقبول دارد.