فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٦ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
أَتْقَاكُمْ) [١] و (وَكَذَ [٦] [٤] ٨;لِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا) [٢] و (قَائِمًا بِالْقِسْطِ) [٣]
ظهور جامعهاى برين، ممتاز، الگو و پيشتاز را در ميان عرب نويد مىداد لكن با گسترش اسلام در ميان ساير نژادها و ملتها جامعيت اسلام٤ بروز چنين جوامعى را در ميان ملتهاى غير عرب نيز امكانپذير نمود و از ميان تمامى عناصر و مقومات ناسيوناليزم عرب آنچه كه در اسلام به عنوان معيار ثابت باقى ماند زبان عرب بود كه در تحول ايدئولوژيك يك اسلام بجاى عامل تفرقه به عامل وحدت جهان اسلام تبديل گرديد. سخن تاريخى پيامبر (ص): «ايها الناس كلكم لادم و ادم من تراب لافضل لعربى على عجمى... الا بالتقوى» [٥] اختصاص نژادى اسلام را نفى نمود.
زبان، حامل فرهنگ، علم و تمدن است و عامل تفاهم و انتقال دادههاى فكرى بشر به شمار مىرود و بهرهگيرى از آن به عنوان وسيلهاى براى تفرقه و عنصر مقوم ناسيوناليزم به دور از ماهيت و اهداف اصلى زبان مىباشد. قرآن به زبان عربى است لكن اختصاص بر نژاد عرب ندارد.
اسلام از زبان عرب به عنوان زبان مشترك و عامل وحدت و وسيله پيوند فكرى ملتها استفاده نمود و حتى شاخصترين عنصر ناسيوناليزم عرب را در راستاى وحدت بشر به جاى وحدت جهان عرب به كار بست لكن همواره از (يَا أَيُّهَا النَّاسُ) و (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) نه «يا ايها العرب» استفاده نمود.٦
انديشه مخالفان ناسيوناليزم عرب در ارجحيت بر قوميت عربى خلاصه نمىشد و نقش سياسى اسلام در ايجاد وحدت و سامان سياسى عرب نيز نمىتوانست بيانگر آن باشد، بلكه فصل مميز اين انديشه در وحدت ملتهاى مسلمان بجاى وحدت امت عرب متجلى مىشد به طورى كه پان عربيزم به صورت يك عامل منفى و تخريبى تلقى مىشد كه هم با ايدئولوژى اسلام و هم با خطمشيهاى سياسى و اصولى اسلام معارض بود.
براساس اين ديدگاه صرفنظر از اصول و مبانى ايدئولوژيك اسلام كه با انديشه
[١] . سوره حجرات، آيه ١٣.
[٢] . سوره بقره، آيه ١٤٣.
[٣] . سوره آل عمران، آيه ١٨.
[٤] . (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ) سوره تكوير، آيه ٢٧.
[٥] . رك: سيره ابن هشام، ج ٢، ص ٤١٤ و تحف العقول، ص ٣٤.
[٦] . رساترين بيان در بيان رابطه زبان و نژاد گفتار پيامبر اسلام (ص) است كه فرمود: «الا ان العربية ليست باب و والد لكنها لسان ناطق».