فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
مؤثرند. ثالثاً: در گردآورى شواهد و ادله رد و اثبات يك نظريه، محقق را به حال خود نمىگذارند و رابعاً: در حوزه بهرهگيريهاى نظرى و عملى از يافتههاى علمى، او را به پاىبندى به تجويزها و تحذيرها ى دينى وامىدارند.
ى - جهانبينى دينى در مقام شكار و گردآورى و نه داورى - بر علوم اجتماعى مؤثر است اما خود، داستانى ديگر از منظرى متفاوت (نسبت به منظر علوم تجربى) درباره عالم و آدم و نظامهاى جارى در آن به صورت يك نظام خودكفا مىسرايد، وقايع را تبيين مىكند و با نظامهاى پيشنهادى خود به پيشبينى و كنترل پديدهها، روندها و رفتارها مىپردازد ولى تن به داوريهاى تجربى نمىسپارد و نسبت به مشاهدههاى تجربى، مستقل و بىطرف است.
٤. نكتههايى درباره شيوه رويكرد دينى به نقد علوم اجتماعى
(آنچه در پى مىآيد، مبتنى بر مجموعه مقدمههايى است كه در خلال شمارههاى ١ تا ٣ گذشت. در اين ميان بندهاى الف، و، ح و ط از شماره ٣، اهميت ويژه دارند. نيز آنچه در پى مىآيد، بيان شروط لازم است و حد نصاب آنها را بيان مىكند، بنابراين نوعى برنامهريزى آموزشى نيست. اين شروط ناظر بر روش مطالعه و نقد علوم اجتماعى هستند و درباره دانشجو و محقق ناقد علوم اجتماعى بيان مىشود.)
در اين مسير ذهن دانشجو و محقق علوم اجتماعى بايد با چهار حوزه از دانشها و تواناييهاى ذهنى آشنا شود: علوم اجتماعى، فلسفه و تاريخ علم، تفكر نقدى و معارف دينى.
الف - فلسفه علم به عالم علوم اجتماعى كمك مىكند تا حوزه معارف گوناگون را از يكديگر تفكيك كند و هر معرفت را در جاى خود ببيند، با منطق رشد و ترابط علوم آشنا شود، انتظارات خود را از حوزه تخصصى مطالعه و نقد خود تصحيح كند و با چرايى و اهميت حوزههاى مطالعه و نقد خود آشنا شود. مطالعه فلسفه علم همدوش و مستلزم آشنايى با تاريخ علم است. محقق با چنين آشنايى ناآگاهانه در دام نفى و اثباتها يا طمعدوزى براى تأسيس علومى ابتدا به ساكن و نامرتبط با آنچه از مجموعه علوم وجود دارد، در نخواهد غلتيد.