فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
سربلند بيرون آمده باشد، ثانياً: معايب نظريههاى پيشين را نداشته باشد، ثالثاً: مزايا و نقاط قوت آنها را داشته باشد و رابعاً: علاوه بر آنچه نظريههاى پيشين توضيح مىدادند، بتواند دست كم يك چيز ديگر را توضيح دهد.
ه - معرفت وحشى است. يعنى آينده آن نه قابل پيشبينى است، نه قابل اداره و كنترل.
اين نكته به لحاظ منطقى، اثبات نسبتاً پيچيدهاى دارد كه در برخى از كتابهاى منطق علم آمده است. اما اين نكته را به شكل ديگرى نيز مىتوان بيان كرد. وحشى بودن علم به معناى اكتشافى بودن آن و نه توليدى بودن آن است. با اين توضيح كه پديدهها دو دستهاند. دستهاى از پديدههاشناختى و دانستنشان عين داشتن آنهاست (معرفت شىء عين وجدان آن است) ولى دسته ديگرى از پديدهها، شناختن و دانستنشان از داشتنشان جداست. (معرفت شىء از وجدان شىء تفكيك پذير است). توليد در امور دسته دوم جارى است. (مانند تكنولوژى و ابزارسازى) اما اكتشاف در امور دسته نخست (زيرا داشتن يك دسته از معلومات يا يك علم چيزى جز شناختن و داشتن آنها نيست).
و - تعريف علوم اجتماعى، مانند هر علم ديگرى از سه زاويه و بر سه محور ممكن است كه در قالب جمله مركب زير چنين قابل بيان است:
علوم اجتماعى، علومى هستند درباره شؤون و رفتارهاى فردى و گروهى آدميان و آثار آگاهانه و ناآگاهانه آنها (موضوع) كه از طرايق روشهاى تجربهپذير همگانى و تكرارپذير (روش) در جستوجوى قاعدهمنديها و قانونمنديهاى اين رفتارها و شؤون، به منظور تبيين علت و توصيف رفتارها، روندها و پديدههاى انسانى گذشته و حال و پيشبينى و كنترل رفتارها، روندها و پديدههاى آينده (غايت) هستند.
برنامهريزى، كنترل و اداره، چيزى غير از ايدئولوژى يا گزارههاى تجويزى است، اما ريشه در آنها دارد. برنامهريزى نتيجه يك قياس است كه دو دسته مقدمات دارد. يك دسته از مقدمات توصيفى هستند و دسته دوم ايدئولوژيك و تجويزى. اين دسته دوم مقدمات، ارزشى، هنجارى يا متضمن «بايد» هستند.
ز علوم تجربى (چه طبيعى و انسانى) برخلاف تعريفشان، در مقام تحقق تاريخى و بيرونى، آميخته با انواع گزارههاى متافيزيكى، ايدئولوژيك، ارزشى، اخلاقى، منطقى،