فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٠ - ناكامى سياست محاصره اقتصادى
هيچ شباهتى با حمله به افغانستان ندارد و هيج نقطهاى از اين سرزمين اسلامى محل امنى براى نيروها و تجهيزات نظامى آمريكا نيست و دهها ميليون نيروى خشمگين با نفرتى تمام عيار در مقابل حملات دشمن حاضرند شهد شهادت بنوشند. نيروهاى آمريكايى در هر قدم، مشكل دارند.
خوشبختانه اشتباه سياسى آمريكاييها در حمايت از يك جناح مخالف در صحنه سياسى جمهورى اسلامى ايران موجب فشردگى صفوف احزاب سياسى در برابر سياستهاى نظامى گرانه آمريكا گرديد و حتى ناراضيان طرفدار مذاكره با آمريكا را در داخل كشور به موضعگيرى در برابر برخورد آمريكا واداشت.
به اين ترتيب اميد آمريكا به بروز اختلاف در جناحهاى سياسى داخلى در جمهورى اسلامى ايران و تقسيمبندى آنها به اصلاح طلب و محافظهكار و نيز به تفرقهافكنى و تحريك از طريق اظهارات رئيس جمهور آمريكا مبنى بر اين كه در ايران يك جناح غيرمنتخب حكومت مىكند به ثمر ننشست و گروههاى معارض در كشور همه اين طرفندها را دخالت در امور داخلى ايران تلقى نمودند و پيشتر از آن نيز اظهارات مقالات آمريكايى در زمينه تمايل به برقرارى روابط با ايران و تشويق برخى از جناحهاى داخلى به اظهار تمايل نسبت به اين سياست به ناكامى انجاميد.
نتيجه اين نوع ناكامى را مىتوان در گزارش زير كه توسط نشريه آمريكايى «نشنال پست» آمده به خوبى مشاهده نمود:
«اطلاح طلبان و محافظهكاران ايران با همكارى يكديگر نمايندگان سازمانهاى تروريستى جهان را در اول ماه ژوئن گرد هم آوردند تا به صدور انقلاب و ترور ادامه دهند.»
ناكامى سياست محاصره اقتصادى
گردانندگان سياستهاى يك جانبه جهانى به نفع آمريكا و غرب سالها از حربه محاصره اقتصادى و اعمال فشار مضاعف بر كشورهاى مخالف استفاده نمودند و هر چند عملاً اثرات منفى و زيانهاى پر حجمى را بر اقتصاد و توسعه اين كشورهاى طالب استقلال تحميل نمودند لكن در مقابل مقاومت روز افزون جبهه دنياى استقلال طلب، خود به