فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٥ - فروض مقاومتهاى مردمى
توصيههاى مؤكدى كه در نصوص مانند: عهدنامه مالك اشتر [١] ، مبنى بر مراقبت و رعايت رضاى عمومى شده در حقيقت ناظر به همين پيش شرط تحقق نظام امامت مىباشد و با از دست دادن آن بحران مشروعيت نظام اجتناب ناپذير خواهد بود.
تعهد هرنوع نظام ولايى بر راضى نگهداشتن عامه مردم همواره او را بر تنزل از اختيارات و مسؤوليتهاى اوليهاش وادار مىسازد و دولت حق را بر چرخش به سود مردم و توسعه آزاديها و گسترش قلمرو حقوق خصوصى وادار مىسازد و عملاً او را در برابر دو نوع حداقل و حداكثر يعنى در مقابل جامعه مدنى و جامعه ولايى به سمت جامعه مدنى مىكشاند.
عنصر هدايت كه يكى از مقومات اصلى امامت در ديدگاه سياسى شيعه است براى جلوگيرى از چنين انحطاطى پيشبينى شده است. رويه هدايتى امامت جامعه مىتواند خواست و رضايت مردم را بجاى گرايش منفى به تعالى معنوى و تقرب سوق دهد و دولت ايدهآل مردم را به نظام ولايى نزديك سازد و نارضايتى مردم را به مفاسد آزاديها جلب نمايد و رضايتمندى آنان را به تعهد عمومى نسبت به قوانين الهى نزديك نمايد تا جامعه بجاى آزاديهاى بيشتر به تعبد الهى و قبول ولايت صالحان و حاكمان وارسته پايبندى نشان دهد و به حمايت از جامعه ولايى تن در دهد.
با توجه به امكان تحولات عينى در جوامع اسلامى در طول تاريخ مىتوان تحولات متناسب با آن را در سوى ديگر يعنى در جانب دولت اسلامى نيز پيشبينى نمود. تحول الگوهاى نظام مبتنى بر انديشه ولايت فقيه را در رابطه با تحولات در متن جامعه مورد مطالعه قرار داد و توجه داشت كه اين تحول بدان معنى نيست كه انديشه سياسى ولايت فقيه از ثبات نظرى برخوردار نيست بلكه به اين معنى تفسير نمود كه نظريه ولايت فقيه بويژه نظريه ولايت مطلقه فقيه مىتواند در شرايط متفاوت از خود، الگوهاى خاص و در نهايت متفاوت بوجود آورد كه در عين تفاوتهاى محسوسى كه بين اين الگوها وجود دارد، همه آنها مصداق عينى ولايت مطلقه فقيه محسوب گردند.
[١] . نهجالبلاغه، نامه ٥٣.