فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٥ - تحول در انديشه سياسى امام (ره)
و منحنىوار انديشه سياسى امام (ره) تحولى را نشان مىدهد كه نوعى حركت از ساده به پيچيده و از اجمال به تبيين و بالاخره از ايده تا سامان در آن ديده مىشود.
اين نوع تحول در انديشه سياسى امام (ره) را مىتوان با مقايسه مطالب ولايت فقيه در «تحرير الوسيله» با مضامين «رساله ولايت فقيه» و همچنين با مقايسه مسائل فقه حكومتى در «كتاب البيع» با «پيامهاى سياسى امام» (ره) به وضوح مشاهده نمود و آن را برداشتى منطقى و قابل قبول در مطالعه حركت علمى و انقلابى تاريخى امام (ره) از آغاز تا پايان تلقى نمود. لكن آنچه كه نادرست به نظر مىرسد سخنى است كه برخى از تحليلگران انديشه سياسى امام (ره) بر زبان و قلم مىآورند كه اين تحول از پيش براى امام (ره) ناشناخته بوده و به مرور در شرايط زمان و مكان شكل گرفته و به باورهاى امام (ره) انتقال يافته است.
مهمترين مستند اينان طرح مسأله مطلقه بودن ولايت فقيه توسط امام در سالهاى اخير عمر شريفشان و اضافه شدن كلمه مطلقه در اصل ٥٧ قانون اساسى است كه در آثار گذشته مكتوب و مسموع امام (ره) ديده نمىشد.
در حالى كه معنى مطلقه بودن ولايت فقيه در تمامى مراحل ارائه انديشه سياسى امام (ره) در سالهاى (١٣٤٢ در «تحريرالوسيله»، اواخر دهه چهل در «البيع»، ١٣٤٨ در «رساله ولايت فقيه» و بيشتر مصاحبهها) به وضوح به چشم مىخورد. لكن بكارگيرى كلمه مطلقه در سالهاى اخير به خاطر دفع اين شبهه بود كه همه اختيارات حكومتى به فقيه جامع الشرايط تفويض نگرديده و اختيارات حكومتى معصوم (ع) فراتر از اختيارات حكومتى ولى فقيه مىباشد.
كلمه مطلقه به معنى همه اختيارات حكومتى معصوم (ع) بود كه بارها در آثار مكتوب حضرت امام (ره) مورد تأكيد مكرر قرار گرفته است.
برخى از تعبيرات امام (ره) در آثار قبل از پيروزى انقلاب مانند تصريح در رساله ولايت فقيه به اينكه خلافت در حديث «اللهم ارحم خلفائى» كه براى فقها پيشبينى شده همان جانشينى در همه شئون نبوت است و جمله مزبور دست كم از «علىّ خليفتى»