فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٩ - ج - نظريه انقلاب اسلامى
اسلام و امت مىگردد.
نخست راه مبارزه و جهاد بسته مىشود و دوم راه نفوذ بيگانه و تحريف اسلام باز مىگردد لكن اصلاح بنيادين در حوزههاى علميه نياز به پالايشهاى فكرى و حركتهاى تحول آفرين دارد كه نمونه آن را به صورت يكى از بازتابهاى پيروزى انقلاب اسلامى و دستآوردهاى آن شاهد بوديم.
٧. واژگونسازى بنيادهاى فكرى و فرهنگى استعمار
پايگاهها و بنيادهاى فكرى و فرهنگى از پيش ساخته شده استعمار هرگونه حركت و اصلاحى را در نهايت متوقف و وادار به استحاله مىكند.
خطر اين پايگاهها و نهادهايى كه ميراث قرنها نفوذ و تهاجم استعمار است، بيش از خطرات فعلى آن مىباشد. هفتمين گام در تئورى انقلاب امام (ره) زدودن اين ميراثهاى شوم و واژگون نمودن پايگاهها، بنيادها و نهادهاى بازمانده از استعمار مىباشد.
از باب تمثيل نمونههاى زير مىتواند بازگو كننده آثار فكرى و فرهنگى استعمار باشند:
«مرتباً گفته مىشود سياست، آلودگى به دروغ، نفاق و فساد است. اين كارها (سياست و حكومت) از ما ساخته نيست و ما از عهده آنها برنمىآييم ما در شرايطى هستيم كه دشمن، قدرت، ثروت و همه نوع امكانات دارد، نمىتوان با آنان درافتاد. آنان قرنها از ما جلو افتادهاند و متمدن، متفكر و متخصصند ما كجا به آنها مىرسيم؟ فقها وظيفهاى جز مسأله گفتن ندارند. فقها نبايد خود را با ماجراهاى سياسى آلوده كنند.
دشمنان توان فكر كردن و فهميدن دارند ما نمىتوانيم مثل آنان در علم و صنعت و تمدن پيش برويم. افسردگى، نوميدى، از خودبيگانگى، خودباختگى، غرب زدگى و عدم اعتماد به نفس كه امروز چون گردى شوم بر شانهها نشسته و همه جهان اسلام را به سكوت و رضا واداشته چيزى جز تبليغات غرب و آثار شوم ميراثهاى فرهنگى استعمار نيست.» [١]
[١] . پيشين، ص ١٢٦-١٣١.