فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٣ - ب - انديشه سياسى
اصولاً در انديشه سياسى امام (ره) اعتقاد و باور عقلى نوعى قرارداد و تبانى رسمى محسوب مىشود و ايمان را مىتوان از اين نظر با قرارداد قهرى تابعيت مقايسه كرد و به همين لحاظ تابعيت در مفهوم اسلامى در اصل از ايمان نشأت مىگيرد. التزامات و تعهدات قانونى ناشى از تابعيت را نمىتوان مصداق سلب آزادى و اكراه و اجبار دانست و بىشك التزام به هر امرى در واقع التزام به همه لوازم آن محسوب مىشود.
مردم با پذيرفتن تابعيت و قبول مشاركت به كليه قوانين و مقررات كشور گردن مىنهند و هر نوع تخلف از قانون درباره آنها جرم محسوب مىشود و هرگز چنين محدوديتى براى آنان سلب آزادى تلقى نمىگردد.
اين خود يك اثر حقوقى و سياسى براى هر نوع قرارداد اجتماعى است كه قبول آن به معنى خارج نمودن برخى اختيارات از قلمرو آزادى فردى و پذيرفتن آزادِ سلب اين اختيارات است.
فلسفه قبول و اذعان به سلب چنين آزاديهاى ناشى از قراردادهاى اجتماعى مىتواند در نظامهاى لائيك به دليل اصل نظم و رعايت حقوق ديگران باشد و در نظام مبتنى بر عقيده نيز متكى بر احساس مسئوليت در برابر خدا و براساس رابطه قراردادى و پذيرفته شده بين فرد و خدا تبيين گردد.
د - قدرت سياسى:
در همه قلمروهاى جهان اسلام و جامعه مبدأ نهايى قدرت، مشيت و اراده الهى است و تمامى قدرتها در همه عرصههاى وجود به اين مبدأ نخستين قدرت بازمىگردد.
تفكر توحيدى در قدرت، فلسفه سياسى كاملاً مشخصى را در انديشه سياسى ولايت فقيه ترسيم مىكند كه در هيچ مرحله از سلسله مراتب قدرت، گريزى از آن نيست و هيچ قدرت سياسى از اين قاعده فلسفى عام مستثنى نيست. در پس همه عوامل مادى و معنوى كه گروهى را به اطاعت از فرد يا گروه ديگر وادار مىسازد اراده حاكم و مشيت تخلف ناپذير الهى قرار گرفته است.
به اطاعت واداشتن ديگران در انديشه سياسى امام (ره) هنگامى مشروعيت دارد كه به نوعى به خدا انتساب داشته و از شئون اطاعت خدا محسوب گردد.