فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٣ - ابن تيميه در برابر نظامهاى معاصر
حنفى منحرف گرديده بود. [١]
مورخانى چون مقريزى، ميرخوند و رشيدالدين، ضمن اشاره به حمله سپاهيان مغول به برخى مساجد دمشق به اين نكته تصريح دارند كه اين عمل صرفاً جنبه موردى داشته و از خودكامگى برخى از سربازان مغول سرزده بود. [٢]
مورخان تشيع، ايلخان مغول و گرويدن وى به مذهب اماميه اثنى عشرى و لقب گرفتن سلطان خدابنده را به سال (٧٠٩) آوردهاند و آن را معلول اختلاف شديد بين طرفداران مذاهب اربعه اهل سنت از يك سو و نفوذ و راهنمايى تاج الدين آوجى و علامه حلى از سوى ديگر دانستهاند. [٣] از آن پس نام دوازده امام بر مسكوكات ايلخانى ضرب شده و جنگهاى كاملاً سياسى بين ايلخان مغول و سلطان مملوك مصر جنبه مذهبى به خود گرفته و جهاد دوم ابن تيميه بر عليه تشيع ايلخانى با زشتگويىهاى تند بر عليه شيعه و معتقدات آنها آغاز گرديده است. با مرگ شاه خدابنده به سال (٧١٦) تحريكات بر عليه شيعه موجب چرخش ديگر ايلخان جديد به مذهب اهل سنت گرديد.
سلطان ناصر مملوك مصر در عصر ابن تيميه از تبار مملوكان ترك بودند كه بتدريج با ضعف دستگاه خلافت عباسى در اركان حكومت نفوذ يافتند و به اقتدار نهايى آنها در قالب امپراطورى عثمانى بر قلمرو وسيع سرزمينهاى اسلامى گسترش يافت.
مغولان نيز كه در زمان ابن تيميه بر ايران و ماوراء النهرين تسلط يافتند از تبار چنگيزخان بودند كه خود داراى نياكان ترك بود.
در حقيقت در عصر ابن تيميه، اين شاخههاى سهگانه ترك بود كه بر ايران و ماوراءالنهرين، هند و شمال آفريقا حكومت مىراندند و حكام عرب تنها در سرزمينهاى اصلى اسلام يعنى مجاز محصور مانده بودند.
آنچه كه در تصور ابن تيميه، جنگ كفر با اسلام تلقى مىشد در حقيقت جنگى بود كه در ميان دو شاخه از يك تبار بر سر قدرت و فرمانروايى رخ داده بود و مغولان مملوكان مصر را رقيب و دشمن خود مىدانستند. با خوى مشترك و شيوه خونريزى و ويرانگرى مىخواستند آنها را از ميان بردارند. در اين ميان گرايش به تشيع يكى از ايلخانان مغول
[١] . رك: مفضل، ج ٢، ص ٦٤١ و مقريزى، ج ٢، ص ١٥١، تاريخ وصاف، ج ١، ص ٨ و ٣١٦، چ بمبئى.
[٢] . رك: برتولد اشپولر، پيشين، ص ١٩٢.
[٣] . همان، ص ١٩٤.