فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٢ - مهمترين مسأله ابنتيميه
عرفانى و فقهى وى اجزاى به هم مرتبط شده آن محسوب مىشود.
٢. ابن تيميه، نه در برداشت و تلقى مشكل عصر خود موفق بوده و نه سامانى كه ارائه داده منسجم و اجزائى به هم پيوسته و به دور از تعارض و تضاد مىباشد.
هرچند كه در طى مباحث مقدماتى گذشته به كلياتى در هر دو مورد اشاره نموديم لكن بررسى تحليلى اين دو محور نياز به مطالعه بيشترى در افكار و آراء ابن تيميه دارد و آنچه كه گذشت در حقيقت بيانگر محور اول بحث مىباشد كه در مباحث آينده نيز مورد توجه قرار خواهد گرفت.
مهمترين مسأله ابنتيميه
در ترسيم شخصيت ابن تيميه، بايد شرايط محيط زندگى وى را كه وجود او را چون هستهاى در خود پرورانيده و رشد و كمال بخشيد به دقت مورد مطالعه قرار داد. ابن تيميه زندگى خود را در شام و مصر گذرانيده و اين دو موطن اسلامى، همواره شاهد تحولات عميق كلامى و فقهى بوده و مذهب اهل سنت به طور عام و مذهب حنبلى به طور خاص در آن با مشكلات و آسيبهاى جدى مواجه شده است در حالى كه ابن تيميه و خاندان وى سخت به اين دو گرايش در حد تعصب شديد پايبند بودهاند.
حكومت فاطميان در مصر و آثار فرهنگى ماندگار آنان نه تنها ريشههاى اعتقادى شيعه آن هم در شكل تند و مذهب اسماعيلى را در اعماق تاريخ شمال آفريقا در سطحى وسيع و فرهنگى عاميانه گسترش داده بلكه بسيارى از شعارها و اصول اعتقادى اهل سنت را متزلزل ساخته بود و از سوى ديگر گرايشهاى عرفانى محىالدين عربى و نفوذ سلسلههاى صوفيه و تعارضهاى شديد و احياناً خونين طرفداران متعصب مذاهب چهارگانه، عوامل گوناگونى بودند كه از تاريخ گذشته، بجا مانده و ابن تيميه حنبلى را سخت مىآزرد بويژه آنكه مذهب حنبلى در اين ميان به دليل ضعف طرفدارانش از آسيب بيشترى برخوردار بوده و بدون آنكه در معركه مذاهب، قدرت كافى براى تعرض مشابه داشته باشد در برابر تهاجمات فراگير مخالفان از قدرت دفاعى كمترى بهرهمند بوده است.
از ديدگاه ابن تيميه، وضعيت موجود زمان وى بهتر از گذشته نبوده است. زيرا شام و