فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٨ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
هر نوع التزام به قانون نوعى رفتار علمى به شمار مىرود.
هرگاه قانون و عقيده تطابق داشته باشد و انسان و جامعه براساس اعتقادات خود قوانين اجتماعى را ترسيم نموده باشد، ناگزير چنين جامعهاى بنيادگرا و روشمند و در عمل ملتزم به مبانى اعتقادى است و چنين روشى نه تنها نمىتواند منفى و قابل نقد باشد بلكه ضرورتى عقلانى و غير قابل اجتناب مىباشد.
حتى آنها كه از بنيادگرايى به عنوان انديشه قرون وسطايى و يا واپسگرا ياد مىكنند، خود در عمل به نحوى روشمند و ملتزم به يك سلسله مبانى هستند، آنها هرچند سعى مىكنند بين بنيادگرايى و آزادانديشى رابطه تقابل ايجاد نمايند لكن در عمل خود به اصل آزادى و آزاد انديشى به عنوان يك اصل و بنياد فكرى سخت پايبندند و در حقيقت با نوعى بنيادگرايى به جنگ نوع ديگرى از آن مىپردازند.
تفاوت در واقع در اصل گرايى و التزام به مبانى نيست بلكه اختلاف در نوع اصول و مبانى بنيادين است كه موجب مقابله و درگيرى مىگردد و اگر به مبانى فكرى يكديگر احترام قائل شوند بنيادگرايى هيچ گونه مسألهاى منفى ايجاد نخواهد كرد بلكه خود وجه تشابه و نقطه مشترك همه آراء متخالف محسوب خواهد شد.
٧. بنيادگرايى يا نفى ديگران (تبرى):
شايد اين سخن به نوعى تكرار مطالب گذشته باشد كه هرگونه تعهد و التزام علمى يا اعتقادى به يك اصل به معنى ردّ خلاف آن مىباشد. اما اين نوع رد يا تبرى همواره به معنى خشونت و ناهمگرايى محسوب نمىشود. چنانكه در ابتداى همين بحث اشاره شد، آيات مربوط به خشونت و تبرى در قرآن مربوط به دشمنانى است كه با هيچ روش منطقى دست از خصومت و دشمنى برنمىدارند. قرآن در مورد مخالفانى كه خصومت نمىورزند راه همگرايى و همكارى را نشان داده است. [١]
٨. بنيادگرايى يا خشكسرى:
در عرصه مطبوعات بويژه آنها كه به جنگ سرد بر عليه اسلام دامن مىزنند گاه از اين واژه مفهوم تحقيرآميز خشكسرى و جمود فكرى را به مخاطبين
[١] . (لاٰ يَنْهٰاكُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ يُحِبُّ اَلْمُقْسِطِينَ) سوره ممتحنه، آيه ٨.