فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٧ - مبحث پنجم چارهجوييهاى معتقدان به جمع دموكراسى و اسلام
دين را به ثمر مىنشاند و از سوى ديگر دين بويژه با اصول اخلاقى و ارزشهاى پايدارش رقابتها را در عرصههاى سياست و قدرت و دولت تلطيف مىكند همبستگى و جمعانديشى و ايثار را بر حاكميت قدرت و پول، فزونى مىبخشد و روابط انسانها را معنويتر و تيزى تعارض و تصادم منافع فردى و گروهى را مىكاهد و انسان را بجاى انديشيدن در زندان تن، فرد و زمان خويش، او را به قله روان، جمع و آينده مىنشاند وصفهاى انسان را در قالب ظلوم و جهول بودن و اشكال جزوع و عجول بودن را بر او مىنماياند تا در وادى دموكراسى محتاطانه گام بردارد و جاى خدايان ننشيند.
اگر امروز در بسيارى از كشورهاى توسعه يافته اركان دموكراسى به سستى گراييده و حيات آن به خاطر اهداف مادى و سودجوئيهاى فردى و گروهى به خطر افتاده است بدان جهت است كه پايههاى اخلاقى دموكراسى در اين كشورها به ضعف گراييده و مقهور دنياپرستى گرديده است.
دموكراسى در برخى از كشورهاى آزاد بيش از آنكه از تكنولوژى و مظاهر تمدن تغذيه نموده باشد از اخلاق دينى بهره گرفته و بر پايه اصول ارزشى آن قوام يافته است و از اين رو دموكراسى همواره مديون اخلاق دينى و وابسته و متكى بر آن است.
نقد و نظر:
در اين تفسير هرچند با اعمال روش عاطفى سعى در بزرگ نمايى دين در برخورد با دموكراسى به عمل آمده است تا از شدت مخالفت دينداران نسبت به دموكراسى كاسته شود لكن اگر تحت تأثير اين احساس عاطفى زودگذر قرار نگيريم بايد يكبار ديگر صورت مسأله را در ذهن مجسم نماييم و عواملى كه مانع از جمع ديندارى و دموكراتيك بودند را در نظر بازيابى نماييم و بنگريم كه آيا نياز يك جانبه و يا دو جانبه دو شىء مىتواند تعارض بين آن دو را برطرف سازد؟ آيا نياز به چيزى به معنى قبول مطلق آن به شمار مىرود؟
بيمار به داروى تلخ و دردآور نياز دارد ولى طبعش از آن گريزان است. ديندارى به مجازات مفسدان نياز دارد، اما هرگز دينمدارى جز صلاح، صلح و صفا نمىپسندد، گاه نيازها از سر اضطرار است و خلاف ميل، پس چنين نيست كه همواره نياز، وفاق طلبيده و همبستگى را به دنبال آورد.
دموكراسى به اخلاق نياز دارد اما تا جايى كه اصول، روشها و ابزارهاى آن به مخاطره