فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٩ - نظريه پذيرش دموكراسى
و ابزارهاى آن به نقد و نظر پرداختهاند تا اصول و مبانى آن.
در جهان اسلام معاصر نيز جمعى به طور دربست و كلان دموكراسى غرب را به عنوان تنها راه و رسم سياسى اجتنابناپذير قبول نموده و سعادت شرق اسلامى را در رؤياى دموكراسى غرب ديدهاند.
متفكرانى چون سراحمدخان هند، طهطاوى مصر، مصطفى كمال تركيه، تقىزاده ايران و بسيارى از احزاب سياسى در جهان اسلام، دموكراسى غرب را بدون چون و چرا، راه نجات شرق از عقبماندگى تلقى نمودهاند.
بدين ترتيب اگر براى ايجاد نوعى تمركز و ترتيب منطقى بين مباحث اين فصل ناگزير از طبقهبندى هستيم به ناچار از همان طبقهبندى اول با چشمپوشى از معايب آن بهره مىگيريم.
در پايان اين بحث لازم به تذكر است كه تز دموكراسى اسلامى در اين طبقهبندى هرچند در طيف سوم مطرح مىگردد و آنها كه بين انديشه سياسى دموكراسى غرب و انديشه سياسى اسلام تشابه و تفاوت قائلند در حقيقت به موارد تشابه مىتوانند اصطلاح دموكراسى اسلامى را اطلاق نمايند. لكن وارد كردن اين اصطلاح ما را با دو مشكل مواجه مىسازد.
الف - اصطلاح دموكراسى، غربى و جديد است و اطلاق آن به مفاهيم سياسى اسلام، نوعى تحول در ادبيات سياسى را ايجاب مىكند.
ب - برخى از معتقدان به طيف اول نيز چنانچه خواهيم ديد به دليل انطباق اصول و مبانى دموكراسى با اسلام به دموكراسى اسلامى اعتقاد دارند و دموكراسى اسلامى وجه تمايز طيفهاى سهگانه نمىتواند تلقى شود. با وجوداين در ادامه بحث از طيفهاى سهگانه در انديشه متفكران مسلمان معاصر، به دموكراسى اسلامى هم خواهيم پرداخت.
مبحث دوم: دموكراسى در جهان اسلام معاصر
نظريه پذيرش دموكراسى
دموكراسى در غرب طى يك سلسله تحولات و تحت عوامل مختلف با آميزهاى از