فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٠ - مبحث هفتم ناسيوناليزم اسلامى
«جامعه اسلامى» واداشت.
ناسيوناليزم عربى در حقيقت انديشهاى، جهت بازسازى جامعه نوين براى عرب بود كه آنها را ضمن استقلال بخشيدن در برابر امپراطورى عثمانى در برابر تهديد عرب نيز به حفظ موجوديت و استعمارزدايى مصونيت مىبخشيد و تكوين جامعه عربى را نويد مىداد.
انديشه «جامعه اسلامى» با همه آثار مثبت آن كه استقلال كامل، استعمار ستيزى و وحدت جهان اسلام را يكجا مطرح مىنمود حداقل در ديد مسلمانان عرب علاقمند به هويت اسلامى جاذبههاى ناسيوناليزم عربى را كمرنگ و خنثى مىنمود و قدمت و پايگاه مردمى جامعه اسلامى را با چشمانداز وسيعترى ارائه مىكرد.
تز جامعه اسلامى به گونهاى بود كه با افكار سنت گرايان سنى پايبند به احياى خلافت اسلامى نيز سازگار مىنمود و از سوى ديگر خود مفهوم نوينى از ناسيوناليزم را در رابطه با يك پيوند معنوى پايدار يعنى ايمان اسلامى عرضه مىنمود كه كارآيى آن در مقابله با استعمار، اختصاص به سرزمينهاى عربى نداشت.
اين تز در سراسر جهان اسلام قادر بود به عنوان يك حربه دفاعى ايدئولوژيك صفوف ملتهاى مسلمان را در برابر استعمار متحد سازد. تز جامعه اسلامى از گذشته مرده سخن نمىگفت بلكه آيندهاى را ترسيم مىنمود كه براى رسيدن به آن تحول، انقلاب و مبارزه اجتناب ناپذير مىنمود. اين انديشه، آرمانهايى چون بازگشت به گذشته طلايى اسلام و بازيافت هويت اسلامى و بهرهورى از عقلانيت و حتى نوگرايى و تجدد را يكجا دربر مىگرفت.
سيد جمال در ارائه انديشه جامعه اسلامى به مسائل مقدماتى و فرعى اين جامعه نوين نيز پرداخت و براى اولين بار سخن از شناسنامه اسلامى بجاى شناسنامههاى ملى و نژادى به ميان آورد و تابعيت به مفهوم اسلامى را جايگزين تابعيت خونى و خاكى معرفى كرد و در حقيقت مفهوم جديدى از مليت را بر اساس اعتقاد اسلامى، وابستگى عقلانى و وحدت ايدئولوژيك، عرضه نمود كه مىتواند شالوده شكلگيرى جامعه سياسى فراگير و حتى دولت فراگير نوينى باشد.
سيد جمال با توجه به مشكلات فكرى انديشمندان مسلمان در مورد دولت و نظام