فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٨ - مبحث ششم ناسيوناليزم هندى
مسلمانان هند به عنوان دستورالعمل جديد نهضت جايگزين حمايت از خلافت گرديد.
از اين پس فعاليت رهبران مسلمان هند مانند ابوالكلام آزاد و محمدعلى جناح براى احياى اسلام معطوف به مسائل داخلى مسلمانان هند شد و سرانجام به استقلال پاكستان انجاميد و در اين رهگذر تحولات تركيه جديد در انديشه محمدعلى جناح و سپس در افكار اقبال لاهورى تأثير بسزايى گذارد و آنها را به قبول ضرورت اين تحولات وادار نمود. [١]
تمايل اين دو متفكر اسلامى به الغاى خلافت در تركيه، هرچند از روح روشنفكرانه آن دو ناشى مىشد و به معنى صحه گذاردن به لائيزم و ناسيوناليزم جارى در تركيه جديد تلقى نمىشد لكن در هر حال در تغيير مسير تحولات هند و پاكستان تأثير بسزايى داشت و موجب خاموش شدن موج خلافت گرايى مسلمانان هند و ايجاد شرايط جديد براى تكوين دولت مستقل اسلامى از درون هند گرديد.
مسلمانان هند و پاكستان به خاطر رويارويى با دو كيش مقتدر هند: هندو و سيك، نمىتوانستند با حفظ هويت اسلامى خود به ناسيوناليزم هندى بگروند و به همين دليل بود كه رهبران بزرگ ملى هند مانند گاندى نيز عليرغم فراگير بودن انديشه ضدانگليسى و ضد استعمارى نتوانستند ايدئولوژى ناسيوناليستى را براى آشتى ملى در هند استقرار دهند و در هر زمان كه در هند وفاق ملى برقرار شد متكى به ناسيوناليزم نبود و منافع مشترك، همواره هندوها، مسلمانان و سيكها را در كنار هم به زندگى مسالمتآميز فرا مىخواند.
شايد گرايش به ناسيوناليزم در هند به معنى نوعى وابستگى به مذهب باستانى يعنى آيين هندو محسوب مىشد و اين، خود مانعى بزرگ براى پيوستن مسلمانان هند و پاكستان به ناسيوناليزم به شمار مىآمد.
[١] . رك: اقبال لاهورى، احياى فكر دينى در اسلام، ترجمه احمد آرام، ص ١٨٠.