فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٧ - مبحث ششم ناسيوناليزم هندى
يك حركت ملى به تمام معنى بود و همه پيروان اديان هندى در اين جنبش فراگير شركت داشتند و بازگشت به هويت هندى و دستيابى به استقلال سياسى و عزت مردم و كشور هندوستان از آرمانهاى برجسته اين جنبش مردمى و سراسرى هند به شمار مىرفت.
گاندى رهبر اين جنبش از همه شعارها و شعورهاى مثبت ملى براى شكست بريتانيا در اين پيكار ملى سود جست و سرانجام نيز به نحو شكوهمندى بر دشمن ديرينه و نيرومند هند پيروز گرديد.
هندوستان، صرفنظر از مذاهب مختلفى كه در خود پرورانده داراى فلسفه، فرهنگ و تمدن خاص خويش بوده است و موجوديت تاريخى آن ريشه در اعماق تاريخ دارد. همه عناصرى كه براى شكلگيرى انديشه ناسيوناليزم هندى با معيارهاى غربى لازم بود، در تاريخ و فرهنگ هند وجود داشت، و سامان دادن به آن عناصر در قالب ناسيوناليزم هندى در مقايسه با بسيارى از ناسيوناليزمها سهلتر و منطقىتر به نظر مىرسيد.
لكن با وجود چنين زمينههايى، مسلمانان هند مانند روسيه به طور سنتى از امپراطورى واحد اسلامى در قالب خلافت عثمانى حمايت مىكردند و در نيمه قرن نوزدهم (م) ادعاى سلطان عبدالعزيز داير بر خليفه جهانى بودن وى مورد قبول اكثريت روشنفكران مسلمان هند قرار گرفته بود و در مساجد هند به نام وى خطبه خوانده مىشد. هرچند برخى، اين نوع حكايت سياسى مذهبى را از خلفاى عثمانى، زاييده احساس عميق ناسيوناليزم هند در برابر سلطه انگلستان مىدانند [١] لكن جامعه مسلمان هند، انگلستان را عامل اصلى فروپاشى خلافت مىدانستند و طى كنفرانسهاى خلافت كه در سراسر هند به سال (١٩١٩) به راه افتاده بود احساسات مذهبى مسلمانان هند به حمايت از خلافت عثمانى برانگيخته و سراسر هند را فرا گرفته بود. نهضت خلافت در هند عليرغم تجزيه تدريجى امپراطورى عثمانى تا تصميم نهايى مجلس تركيه مبنى بر الغاى خلافت، همچنان به راه خود ادامه مىداد.
در سال (١٩٢٥) با فروكش نمودن نهضت خلافت در هند مسائل رفاهى
[١] . رك: حميد عنايت، پيشين، ص ١٠٩-١١٠.