منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٢٧ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
«و خذ لنفسك رضى من نفسى»
يعنى: نفس مرا راضى گردان به آنچه وارد مىشود به تقدير تو بر آن.
مترجم گويد: «ببايد دانست كه تفسير اين فقره بنا بر آنچه مصنّف- قدّس سرّه- ذكر كردهاند بقدر دور است، و آنچه به خاطر يكى از فضلا- طاب ثراه- رسيده شايد به صواب اقرب باشد و آن اينست كه: مىبايد معنى اين فقره:
خذ لنفسك منّى ما ترضى به عنّى
باشد يعنى: بگير به جهت نفس خود از من آنچه راضى شوى به آن از من. چنانچه در قنوت وتر عبارتى خواهد آمد كه اشعار بر آن دارد و آن اينست كه:
و ها انا بين يديك فخذ لنفسك من نفسى الرّضا حتّى ترضى، لك العتبى
- و اللَّه أعلم».
«و اهل حزانتى»
- به حاء بىنقطه مضمومه و زاء نقطهدار-، مراد اهل و عيال است كه از براى ايشان اين كس محزون و غمناك مىشود.
«و اجعلنى في كنفك»
مراد از كنف- به فتح نون- حرز و پناه است كه آدمى از شدايد و مصائب پناه به او مىبرد و ملتجى به او مىشود.
«و حياطتك»
- به حاء بىنقطه مكسوره-، به معنى حفظ و تعهّد است.
«و ذمّتك»
به معنى عهدك و كفالتك و ضمانك.
«أدرأ بك في نحور اعدائى»
ادرأ- به دال و راء بىنقطه- در وزن و در معنى مثل ادفع است، و از جهت مناسبت متضمّن معنى اضرب و اطعن است. و نحور- به ضم نون- جمع نحر است، و نحر موضع قلاده را گويند.
«أَخْذَ عَزِيزٍ» مراد به عزيز در اين مقام، غالب است.
«و النّقم و لزوم السّقم»
اولى و انسب درين مقام آنست كه سقم- به فتح سين بىنقطه و فتح قاف- خوانده شود تا مناسب لفظ نقم باشد، و اگر چه به ضم سين و سكون قاف نيز آمده است.