منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٨٥ - فضيلت سجده شكر و آداب آن
[اى خواركننده هر ستمگر زورگو، و اى عزيزكننده هر خوار، به عزتت سوگند كه رنج و مشقت مرا از پاى در آورده است].
بعد از آن سه مرتبه بايد گفت:
يا حنّان يا منّان، يا كاشف الكرب العظام.
[اى مهربان، اى بخشنده، اى زداينده غمهاى بزرگ جانكاه].
بعد از آن بايد كه سجده دوم را بجاى آرى و صد مرتبه شكرا شكرا بگوئى، و بعد از آن هر حاجتى كه داشته باشى بخواهى. و هم از آن حضرت امام بحق عالم امام موسى كاظم- عليه و على آبائه شرائف التحيّة و السّلام- روايت شده كه آن حضرت در سجده شكر به آواز حزين و دل اندوهگين و چشم گريان و اشك ريزان مىفرمودهاند:
عصيتك ربّ بلسانى، و لو شئت- و عزّتك- لأخرستني، و عصيتك ببصرى و لو شئت و- عزّتك- لاكمهتنى، و عصيتك بسمعى و لو شئت- و عزّتك- لاصممتنى، و عصيتك بيدى و لو شئت- و عزّتك- لكنعتنى، و عصيتك برجلى و لو شئت- و عزّتك- لجذمتنى، و عصيتك بفرجى و لو شئت- و عزّتك- لعقمتنى، و عصيتك بجميع جوارحى الّتى انعمت بها علىّ، و ليس هذا جزاؤك منّى.
[پروردگار من! با زبانم ترا نافرمانى كردم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- لالم مىساختى، و با چشمم تو را معصيت نمودم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- كورم مىكردى، و با گوشم تو را معصيت نمودم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- مرا كرمى نمودى، و با دستم ترا نافرمانى كردم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- انگشتانم را بر مىگرفتى، و با پايم تو را نافرمانى كردم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- قدمم را مىشكستى، و با فرجم تو را معصيت نمودم و اگر مىخواستى- به عزتت سوگند- مرا عقيم مىساختى، و با تمام اعضاء و جوارح خودم كه بمن بخشيدهاى تو را نافرمانى كردم و اين عكس العمل شايستهاى از من در برابر نعمتهاى بىپايان تو نبود].