منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٧ - نقل اقوال در وجوب صلوات
حضرت سيّد المرسلين ٦ از جمله آل ابراهيم- على نبيّنا و ٧- است پس صلوات بر حضرت رسالت در ضمن صلوات بر آل ابراهيم حاصل شده باشد اوّلا، و در اين هنگام غرض از تشبيه آن است كه مخصوص شود حضرت رسالت و آل خجسته مآل آن حضرت ٦ به صلواتى عليحده كه مماثل باشد به صلواتى كه شامل حال ابراهيم و آل ابراهيم و غير از ابراهيم و آل ابراهيم است تا خلاف قاعدهاى كه در ميان بلغا مقرّر است لازم نيايد، چه ارباب بلاغت را اتّفاق بر آنست كه البتّه مىبايد مشبّه به اقوى از مشبّه باشد، و شك نيست درين كه حضرت رسالت ٦ افضل از حضرت ابراهيم ٧ است، پس به اين ملاحظهاى كه مذكور شد كلام منطبق مىگردد بر قاعده مقرّره ارباب معانى و بيان، زيرا كه درين شك نيست كه صلوات عامّه بر وجهى كه شامل كل باشد من حيث العموم اقوى خواهد بود از صلوات خاصّهاى كه شامل بعضى بوده باشد دون بعضى، و به واسطه اقوى بودن مشبّه به همين قدر كافى است، و اقوى بودن آن من جميع الوجوه لازم نيست.
و بعضى ديگر اين تشبيه را توجيه ديگر كرده گفتهاند كه: چون صلوات بر حضرت ابراهيم اسبق است از صلوات بر حضرت رسالت ٦ پس من حيث الأقدميّة مشبّه به اقوى تواند بود، و اين قدر در تشبيه كافى است. و وجهى ديگر آنكه:
مشبّه صلوات بر آل محمّد است ٦، پس تشبيه شده است صلوات بر آل محمّد تنها به صلوات بر ابراهيم و آل ابراهيم چون اكثر پيغمبرانند افضلاند از غير پيغمبر، پس مشبّه به اقوى باشد از مشبّه.
و ضعيف مىشود توجيه اول كه «چون صلوات بر ابراهيم اسبق است، اقوى است» به اين كلام معجز نظام سيّد انام- عليه و آله الصّلاة و السّلام- كه فرمودهاند:
كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين
[١]. و منه قول الشّاعر:
[١]« من پيامبر بودم در حالى كه آدم در ميان آب و گل بوده( و هنوز آفرينش او به پايان نرسيده بود)».