منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٦ - نقل اقوال در وجوب صلوات
فرشتگان بگويند: آمين».
و مخفى نماند كه ظاهر قول امام الباطن و الظّاهر امام محمّد باقر ٧ در حديث اول كه
صلّ على النّبىّ ٦ كلّما ذكرته او ذكره ذاكر
، مقتضى وجوب صلوات است خواه ذكر آن حضرت به اسم شود و خواه به لقب و خواه به كنيت.
و مىتواند بود كه ذكر آن حضرت به ضميرى كه راجع باشد به اسم سامى آن حضرت نيز مقتضى وجوب صلوات باشد، و چيزى كه مصدّق اين معنى تواند بود در كلام علماى ما- قدّس اللَّه أرواحهم- به نظر نيامده است كه تصريح به آن كرده باشند امّا احتياط، مقتضى عموم است چنانچه گفتيم.
و ظاهر آن است كه از عهده واجب بيرون توانيم آمد به اين قدر كه بگوئيم:
اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد. و امّا آنچه روايت شده است كه وقتى كه آيه كريمه: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ- الى آخر الآية نازل شد از حضرت رسالت ٦ سؤال كردند كه يا رسول اللَّه سلام كردن را بر تو مىدانيم، بفرما كه صلوات بر تو به چه كيفيّت فرستيم؟ پس آن حضرت در مقام جواب در آمده فرمودند كه: بگوئيد:
اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد كما صلّيت على ابراهيم و آل ابراهيم، و بارك على محمّد و آل محمّد كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم، انّك حميد مجيد.
[خداوندا بر محمّد و آل محمّد درود فرست همان گونه كه بر ابراهيم و آل ابراهيم درود فرستادى، و بر محمّد و آل محمّد بركت ده همان گونه كه بر ابراهيم و آل ابراهيم بركت دادى، كه همانا تو ستوده و بزرگى].
ظاهر آنست كه مراد ازين، بيان افضل كيفيّات صلوات باشد، يعنى بر وجه مذكور صلوات فرستادن افضل و اكمل باشد نه اينكه البتّه اين نوع صلوات بايد گفت و بدون اين، صلوات فرستادن متحقّق نمىشود و از عهده واجب بيرون نمىتوان آمد.
و سزاوار آنست كه چون بر وجه مذكور صلوات فرستى ملاحظه آن كنى كه