منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٥٣ - «اهدنا الصراط المستقيم»
به تفصيل شدهاند و گفتهاند: هدايت دو مفعولى است، و تعديه آن به مفعول ثانى گاه به نفس است و گاه به لام و گاه به الى، مثل قوله تعالى: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ، و قوله تعالى: إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ[١]، و قوله تعالى: وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ*.[٢] پس جايى كه به مفعول ثانى بنفس متعدى شده باشد مراد از آن دلالت موصله است، و جايى كه به الى و لام، متعدى شده باشد مراد از آن دلالت على ما يوصل، و اگر مفعول ثانى در كلام مذكور نباشد بايد ديد كه مقام، تقاضاى كدام معنى دارد و كدام معنى مناسب مقام است موافق آن تقدير بايد كرد.
مثلا در آيه ثمود چون بر تفسير اول فاسد مىشود با لام يا الى تقدير بايد كرد، و بايد گفت: تقدير آيه اينست كه: امّا ثمود فهديناهم للحقّ او الى الحقّ. و در آيه مَنْ أَحْبَبْتَ بايد گفت تقدير آنست كه: انّك لا تهدى الحقّ من احببته تا معنى كلام به استقامت آيد و اعتراض مندفع شود.
و چون اين تفصيل نيز منتقض است به آيه كريمه: وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ كه تفسير آن نيز سبق ذكر يافت، و همچنين منتقض است به آيه كريمه: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً[٣] كه با آنكه متعدى بنفس است اگر بر معنى ايصال به مطلوب محمول شود معنى فاسد مىشود چه كفران در آن صورت متحقّق نخواهد بود، و لهذا مصنّف- قدّس سرّه- از آن عدول كرده هدايت را به دلالت به لطف تفسير كرده است كه مشترك معنوى باشد ميان هر دو معنى، چنانچه قاضى بيضاوى در تفسير خود كه موسوم به «انوار التنزيل» است در تفسير آيه كريمه: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ نيز به همين عبارت ادا كرده است، و گفته: الهداية الدلالة بلطف.
و مراد به لطف هر امرى است كه نزديك گرداننده به طاعت باشد و دور سازنده از
[١] سوره اسراء: ١٧- آيه ٩.
[٢] سوره بقره: ٢- آيه ٢١٣.
[٣] سوره دهر: ٧٦- آيه ٣.