منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤٢ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
ششم- آنكه عبادت وسيله حصول حاجت است كه عبارت از معونت است، و تقديم وسيله بر طلب حاجت ادعى و اقرب است به اجابت.
مترجم گويد: «اگر گويند: اينجا بارگاه استغنا و عظمت است، وسيله و هديه به چه كار آيد؟ گوئيم: هر چند خداوند از وسايل داعى وسائل مستغنى است اما بنده بايد كه طريق بندگى فرو نگذارد و وسيله را بر طلب حاجت مقدم دارد كه رحمت دوست بهانهجوست.
|
تا نگريد كودك حلوا فروش |
ديگ بخشايش نمىآيد به جوش |
|
|
تا نزايد طفلكى نازك گلو |
كى روان گردد ز پستان شير او |
|
|
طفل حاجات شما را آفريد |
تا بنالد تا شود شيرش پديد |
|
- و اللَّه أعلم».
هفتم- آنكه وقتى كه متكلم نسبت عبادت كردن را به نفس خود مىدهد او را نوعى از تبهّج و مسرّت و زيادتى رتبت بهم مىرسد به گمان آنكه كارى عمده ازو صادر شده است و مهم عظيمى ازو بعمل آمده، در ساعت متنبّه به آن شده بلافاصله در مقام طلب استعانت درآمده در عقب آن مىگويد: وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ يعنى عبادت من صفت تتميم پيدا نمىكند مگر به معونت و توفيق تو، كنايه از آنكه اين كار به توفيق و تمكين توست نه به قوّت و اقتدار من.
|
گر كنم طاعت و اطاعت تو |
باشد آن هم به استطاعت تو |
|
[امر دوم] و اما تقديم مفعولين عبادت و استعانت بر آنها، پس گويا كه نكته در آن سه چيز است:
اول- قصر و حصر عبادت و استعانت است بر ذات واجب التعظيم حضرت عزّت- تعالى وحده العزيز- قصر حقيقى يا قصر اضافى افرادى.