منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٤١ - «إياك نعبد و إياك نستعين»
سيّم- آنكه عبادت را مناسبت به جزا بيشتر است، و استعانت را اتّصال به طلب هدايت قوىتر، پس مناسب آن بود كه كل واحد در يلى ما يناسب به[١] واقع شود.
چهارم- معونت تامّه ثمره عبادت است، پس بايد كه بعد از عبادت باشد چنانچه از حديث قدسى ظاهر مىشود كه:
ما يتقرّب الىّ عبدى بشىء احبّ الىّ ممّا افترضت عليه، و انّه ليتقرّب الىّ بالنّوافل حتّى احبّه، فاذا احببته كنت سمعه الّذى يسمع به، و بصره الّذى يبصر به، و لسانه الّذى ينطق به، و يده الّذى يبطش بها
- الحديث.
يعنى: «نزديك نمىشود به من بنده من به سبب چيزى كه دوستتر دارم آن را از چيزهائى كه واجب گردانيدهام برو اقدام به آن را، يعنى اقدام به واجبات را از همه چيز دوستتر مىدارم و از همه چيز بيشتر باعث نزديكى به من مىشود. و بدرستى كه او بايد نزديكى جويد[٢] به من اعمال سنّتى نيز تا من دوست دارم او را، پس چون دوست داشتم او را هر آينه گوش او خواهم بود كه به او مىشنود، و چشم او خواهم بود كه به آن مىبيند، و زبان او خواهم بود كه به آن سخن مىكند، و دست او خواهم بود كه به آن مىگيرد چيزها را- الى آخر الحديث».
پنجم- آنكه مخصوص به عبادت ساختن حق تعالى اول چيزى است كه به آن اسلام حاصل مىشود، و اما مخصوص به استعانت ساختن او يعنى به مستعان منه بودن او- جلّ شأنه- چيزى است كه حاصل مىشود بعد از رسوخ تامّ [در دين] پس تخصيص به عبادت اليق به تقديم، و تخصيص به استعانت احقّ به تأخير بوده باشد.
[١] پهلو، كنار.
[٢] مترجم ليتقرب را فعل امر خوانده، ولى ظاهرا لام آن براى تأكيد است و ترجمه چنين مىشود:« و بدرستى كه او هر آينه نزديكى مىجويد به من به واسطه اعمال سنتى تا جايى كه او را دوست دارم تا آخر».