منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٠٣ - دعاى بعد از ركوع وتر
هماره به زشتى فرمان دهد مگر كسى را كه پروردگارم رحم كرده باشد].
مولاى يا مولاى ان كنت رحمت مثلى فارحمنى، و ان كنت قبلت مثلى فاقبلنى، يا قابل السّحرة اقبلنى، يا من لم ازل اتعرّف منه الحسنى، يا من يغذّينى بالنّعم صباحا و مساء، ارحمنى يوم آتيك فردا، شاخصا اليك بصرى، مقلّدا عملى، قد تبرّأ جميع الخلائق منّى، نعم ابى و امّى و من كان له كدّى و سعيى، فإن لم ترحمنى فمن يرحم في القبر وحشتى، و من ينطق لسانى اذا خلوت بعملى و سألتنى عمّا انت اعلم به منّى؟
فان قلت: نعم، فاين المهرب من عدلك، و ان قلت: لم افعل، قلت: الم اكن الشّاهد عليك؟
[مولايم مولايم اگر بناست همانند مرا رحمت كنى پس مرا رحمت كن، و اگر همچون منى را مىپذيرى پس مرا بپذير، اى كه آن ساحران (زمان موسى ع) را پذيرفتى مرا بپذير، اى كه پيوسته نيكى از تو مىبينم، اى كه صبح و شام از نعمتهاى خويش غذايم مىدهى بر من رحم آور در آن روزى كه يكه و تنها در پيشگاهت آيم و چشمم به تو دوخته و كردارم بر گردنم آويخته است در حالى كه تمامى خلق از من بيزارى جستهاند آرى هم پدر و مادرم و هم آنان كه رنج و كوشش را در راهشان به كار بردهام، پس اگر تو به من رحم نياورى پس چه كس به وحشتم در قبر ترحم مىكند؟ و چه كس زبانم را گويا سازد آنگاه كه با كردارم تنها مانم و از من بپرسى آنچه را كه خود بدان داناترى؟ پس اگر پاسخ مثبت دهم كو راه گريز از عدل تو؟ و اگر گويم: نكردهام، گويى مگر من گواه بر تو نبودهام]؟!
فعفوك عفوك يا مولاى قبل ان تلبس الابدان سرابيل القطران، عفوك عفوك يا مولاى قبل ان تغلّ الايدى الى الاعناق، يا ارحم الرّاحمين و خير الغافرين.