منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٧٥ - دعا در دل شب
المحدثين در كتاب «امالى» از ابى درداء- رضى اللَّه عنه- كه او شنيده است كه امام المتّقين امير المؤمنين ٧ در ميانه شب اين دعا را مىخواندهاند:
الهى كم من موبقة حلمت عن مقابلتها بنقمتك، و كم من جريرة تكرّمت عن كشفها بكرمك. الهى ان طال في عصيانك عمرى، و عظم في الصّحف ذنبى، فما انا مؤمّل غير غفرانك، و لا انا براج غير رضوانك.
[خداى من چه گناهان تباه سازى كه از مقابله به كيفر كردن آنها صرف نظر كردى، و چه جرمهايى كه از مكشوف ساختن آنها به كرم خود رو گرداندى.
خداى من گرچه عمرم در عصيان تو به درازا كشيده، و گناهم در صحائف اعمال بزرگ نموده، ولى من جز آمرزش تو را آرزومند نبوده، و جز به خشنودى تو اميدوار نباشم].
الهى افكّر في عفوك فتهون علىّ خطيئتى، ثمّ اذكر العظيم من اخذك فتعظم علىّ بليّتى. آه ان انا قرأت في الصّحف سيّئة انا ناسيها و انت محصيها فتقول خُذُوهُ*، فيا له من مأخوذ لا تنجيه عشيرته، و لا تنفعه قبيلته، آه من نار تنضج الاكباد و الكلى، آه من نار نزّاعة لِلشَّوى، آه من غمرة من لهبات لظى.
[خداى من به بخشايشت مىانديشم پس گناهم در نظرم سبك جلوه مىكند، سپس به ياد كيفر بزرگت مىافتم پس گرفتاريم برم بزرگ مىآيد، آه اگر در نامه عملم گناهى را بخوانم كه خود فراموش نموده ولى تو به حسابش آوردهاى پس گويى: بگيريدش، آه چه گرفتارى كه اقوامش قادر بر نجاتش نباشند، و فاميلش سودى به حالش نبخشند، آه از آتشى كه جگرها و كليهها را بپزد، آه از آتشى كه پوست سر را بر كند، آه از پوششى از شعلههاى آتش سوزان].
پس از آن قطرهاى چند اشك از فواره ديده بر صفحات رخساره بريز و هر