منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣١٤ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
«و خيبة المنقلب»
خيبة- به خاء نقطهدار و ياء به دو نقطه زيرين و باء به يك نقطه- مشتقّ است از خاب يخيب كه به معنى محروم گشته و خاسر گرديده است.
و منقلب- به فتح لام- مصدر ميمى است به معنى رجوع و انقلاب، و مراد به آن رجوع و برگشتن است به سوى خداى تعالى در روز جزا.
«من انسان سوء و جار سوء»
- به فتح سين بىنقطه- مصدر ساءه است كه به معنى فعل به ما يكرهه آمده، يعنى كارى كرد به او كه سبب كراهت او شد. و به ضمّ سين، اسمى است از براى معنيى كه حاصل از مصدر است. و بر سبيل اضافه و فتح سين نيز مىگويند مثل انسان سوء و جار سوء و قرين سوء و امثال آن.
«كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً» كتاب، مصدر به معنى اسم مفعول است اى مكتوبا، چنانچه قتال به معنى مقتول است. و مراد اينجا مكتوب به معنى مفروض است، و مراد به موقوف، محدود به اوقات معيّنه مشخّصه است.
«وَ ذَا النُّونِ» يعنى صاحب ماهى كه مراد از آن حضرت يونس- على نبيّنا و ٧- باشد. و تفسير تتمّه آيه كريمه در ادعيه نافله عصر سمت گزارش يافته است[١].
«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ» يعنى: در نزد اوست خزاين غيب، يا مفاتيح آن. و مفاتيح جمع مفتاح است يعنى كليد.
«إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» مراد به كتاب در اينجا لوح محفوظ است، و بعضى گفتهاند كه: مراد به كتاب در اين مقام علم اللَّه تعالى است.
«و القادر على طلبتى»
به فتح طاء بىنقطه و كسر لام و فتح باء به يك نقطه، اى مطلبى، يعنى مطلب من. چنانچه در تعقيب صبح سبق ذكر يافت.[٢]
«لمّا قضيتها لى»
لمّا- به تشديد- به معنى الّا است چنانچه مىگويند:
[١] ص ٢٥٩.
[٢] در نسخه چاپى متن عربى تفسيرى در مورد« وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» دارد كه در هيچ كدام از نسخ نبود، لذا آورده نشد.