منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢١٢ - آداب عمامه بستن
و احاديث در ترغيب و مبالغه تحنّك بستن بسيار است، و به درستى كه اجماع علماى ما- أنار اللَّه برهانهم- بر سنّت بودن تحنّك منعقد است، و عجب است از مخالفين مذهب شيعه عليّه كه چگونه انكار آن مىكنند با وجود آنكه در كتب احاديث خود از حضرت رسالت ٦ روايت كردهاند كه:
انّه نهى عن الاقتعاط و امر بالتّلحّى.
يعنى: «حضرت رسالت- صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله- نهى كرده است از اقتعاط، و امر نموده است به تلحّى».
و جوهرى در كتاب «صحاح» عبارتى در بيان اقتعاط ايراد كرده است كه آن اينست: الاقتعاط شدّ العمامة على الرّأس من غير ادارة تحت الحنك،
و في الحديث: انّه ٦ نهى عن الاقتعاط و امر بالتّلحّى
- انتهى كلامه.
يعنى: «اقتعاط استوار كردن عمامه است بر سر به غير گردانيدن كنار آن از شيب ذقن، چنانچه در حديث مذكور است» و حديث نهى عن الاقتعاط و امر بالتلحّى را ذكر كرده است- تا اينجا بود خلاصه كلام جوهرى.
الحق اين بيانى است زيبا و تفسيرى است موافق مذهب ما، پس نه جاى آنست كه خاك انكار در دهانشان ريزى و انكار مذكور را محض حمق و جهالت، و عين غوا و ضلالتشناسى، چه اقتعاط به معنى مذكور است، و تلحّى اداره كردن عمامه است به تحت اللّحيين يعنى زير حلق، و مراد به لحيين دو قطعه استخوانى است كه سر بهم نهادهاند و آن را زنخ مىگويند كه موى ريش از آنجا مىرويد، و ريش را به اين اعتبار است كه لحى مىنامند.
و ببايد دانست كه استحباب تحنّك عامّ است در جميع اوقات و همه حالات، و مخصوص به حال نماز نيست، و اگر چه نماز با تحت الحنك گزاردن افضل و اكمل است، بلكه تحت الحنك بستن امرى است مستحب بسر خود خواه نماز با تحت الحنك گزارده شود و خواه بدون آن، و سنّت بودن تحت الحنك بواسطه نماز نيست چنانچه از كلام بعض علماى ما- رضوان اللَّه عليهم- ظاهر مىشود، و ما ظفر