منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٩٠ - بحث در توجيه استغفار معصوم
«و تضيق علىّ الارض بما رحبت»
مراد به رحب، سعت و وسعت است، و «ما» ماء مصدريست، يعنى: روى زمين بر من تنگ شد با وجود سعت و فراخى آن.
«و لو شئت- و عزّتك- لاكمهتنى»
اكمه كور مادرزاد را گويند، و معنى آنكه: عصيان تو نمودم به چشم خود، و اگر مشيّت تو تعلّق مىگرفت- به عزّت و بزرگى تو قسم كه- هر آينه مرا كور مادرزاد مىكردى.
«لكنعتنى»
كنع- به نون و عين بىنقطه- به معنى به هم آمدن و گشاده نگشتن انگشتانست، يعنى: عصيان تو نمودم به دست خود، و اگر مىخواستى- به عزّت و بزرگى تو قسم كه- هر آينه مرا يك نوع مىكردى كه انگشتان دست من از گشاده گشتن بازماندى و گشاده نگشتى.
«لجذمتنى»
به جيم و ذال نقطهدار، به معنى قطعتنى است، يعنى: عصيان تو نمودم به پاى خود، و اگر مىخواستى- به عزّت و عظمت تو قسم كه- هر آينه مرا مجذوم يعنى مقطوع الرّجل مىكردى.
[بحث در توجيه استغفار معصوم[١]]
و اگر گويند كه صدور امثال اين دعوات از معصوم به چه كيفيّت تواند بود با كمال عصمت ايشان؟ چه اين عبارت و امثال اين كه در بعضى از دعوات ديگر نيز واردست اشعار بر صدور عصيان از ايشان- صلوات اللَّه عليهم- دارد، و اين بحسب ظاهر موافقت ندارد به قواعد مذهب اماميّه- أنار اللَّه براهينهم الجليّة- كه قائل به عصمت ائمّه اثنا عشرند- صلوات اللَّه عليهم-.
جواب گوئيم كه: انبياء و ائمّه هدى : بر وجهى مسلوك مىداشتهاند كه
[١] در اين بخش مترجم( ره) شرح و تفسير خود را با كلام مؤلف( ره) در آميخته است.