منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٨٢ - فضيلت سجده شكر و آداب آن
سر به سجده نهد، پس حق سبحانه درهاى آسمان را گشاده كند، و حجاب از ميان بنده و ملائكه بردارد، و خطاب به ايشان كرده بگويد:
يا ملائكتى انظروا الى عبدى
، يعنى: «اى ملائكه من نظر كنيد به بنده من كه اداى واجبى خود كرده است، و از عهده عهدى كه با او كرده بودم بر آمده، و بعد از آن مرا سجده كرده به شكرانه نعمتى كه من به او ارزانى داشتهام، بگوئيد اى ملائكه من كه چه چيز او را بايد؟
پس ملائكه بگويند: اى پروردگار ما او را رحمت تو بايد. بعد از آن حضرت عزّت گويد كه: ديگر چه بايد؟ ملائكه گويند: جنّت تو او را شايد. پس حضرت عزّت بگويد: و ديگر چه بايد؟ ملائكه گويند: خداوندگارا كفايت مهم او. پس حضرت عزّت بگويد: ديگر چه بايد، تا آنكه چيزى نماند از خير و خوبى مگر كه ملائكه گويند فلان چيز او را شايد، تا آنكه ملائكه عاجز آمده گويند كه: پروردگارا ديگر ما را علم به آن حاصل نيست چه بگوئيم.
پس حضرت عزّت- عمّت عطيّاته- گويد: هر آينه شكر گويم بنده خود را چنانچه مرا شكر گفت، و به فضل و رحمت خود اقبال كنم به سوى او و متوجّه او شده، بنمايم رحمت خود را بدو» كنايه از آنكه رحمت خود را شامل [و كافل] حال او كنم.
و مستحب است كه در سجده شكر بسيار بماند و آن را به طول كشاند، چه روايت شده است در كتاب «من لا يحضره الفقيه»:
انّ الكاظم ٧ كان يسجد بعد ما يصلّى الصّبح فلا يرفع رأسه حتّى يتعالى النّهار.
يعنى: «به درستى كه امام بحق عالم موسى كاظم- عليه الصّلاة و السّلام- بعد از آنكه نماز صبح را مىگزاردند سجده شكر مىكردند و سر بر نمىداشتند تا آنكه آفتاب مرتفع مىشد و بلند مىگرديد».
مترجم گويد: «بسا باشد كه گمان برده شود كه اطالت سجود كه در سجده